استودیوهای مارول در سال 2005 و با ساختن فیلم Iron Man، کار خود را آغاز کردند. این استودیو کاملاً مطمئن بود که آیرون من، میتواند به خوبی با بینندهها ارتباط برقرار کند، حتی اگر آنها …
استودیوهای مارول در سال 2005 و با ساختن فیلم Iron Man، کار خود را آغاز کردند. این استودیو کاملاً مطمئن بود که آیرون من، میتواند به خوبی با بینندهها ارتباط برقرار کند، حتی اگر آنها از پیش زمینه داستانی این شخصیت آگاه نباشند. این شخصیت برای مدت زیادی نادیده گرفته شده بود؛ در حدی که آخرین کمیکهای قابل دسترسی مربوط به او، Demon in a Bottle بود که به سال 1979 برمیگشت؛ در آنجا تونی استارک مغلوب اعتیاد به الکل میشود و داستان همانجا رها شده بود. این قضیه در ابتدا باعث سردرگمی فیلمنامه نویسهایی میشد که دوست داشتند هر چه سریعتر رضایت مارول برای ساختن فیلمی بر اساس آیرون من را به دست بیاورند. حتی بدون مسئلهی اعتیاد به الکل هم تونی استارک، چهرهی پیچیدهای بود: یک میلیاردر که حرفه اصلیاش تولید اسلحه میباشد! او بدون شک ارائه کننده مسائل بغرنج سیاسی-نظامی بود و برای ساختن فیلمی بر اساس او، باید ریسکهایی پذیرفته میشد.
مت هالووی (Matt Holloway) یکی از نویسندگان فیلم آیرون من دراینباره چنین میگوید: «ما همزمان در وضعیت جنگی با عراق و افغانستان قرار داشتیم و شخص معاون رئیس جمهور دیک چینی (Dick Cheney) قبلتر مدیر اجرایی کمپانی هلیبرتون (Halliburton) بود، او را به عنوان یک تولید کننده اسلحه میشناختیم. ما میخواستیم از شخصیتی مشابه یک قهرمان بسازیم و آن را به روی پرده سینما در سراسر جهان ببریم. بسیار خوب، چگونه باید این کار را میکردیم؟».
