واقعیت این است که احساس می شود اصرار مداوم کیمیایی بر طرح یک موضوع تکراری و نخ نما شده و تاریخ گذشته در زمانه کنونی دیگر خریداری ندارد.
سوره سینما – لاله محمودی : فضلی که سالها از خانواده دور بوده، به خانه پدری بر می گردد و به نامادری قول می دهد تا خواهران و برادری را که هر یک به سوی رفته اند و سرنوشت بدی پیدا کرده اند به خانه بازگرداند تا دوباره چراغ های خانه روشن شود.
سی امین ساخته مسعود کیمیایی به لحاظ محتوا چیزی فراتر از آثار پیشین او ندارد. کافی است فقط اسامی را عوض کنید و و مقداری نیز خرده پیرنگها تغیییر کنند. وگرنه تم و خط اصلی داستان همان است که بود: قهرمان تنهای خسته عاصی در اجتماعی که او را نمی فهمد و درک نمی کند و او نیز تلاش می کند تا به شیوه خودش اجتماع را بفهمد و به شیوه خودش مسائل را روبراه کند. و البته در این بین رفاقتهای قدیمی و ماندگار و عرق خوری و عشق ماندگار از دست رفته و چاقوی دسته زنجان نیز هست که کارکرد خودش را دارد.
