نگاهی به شرایط اقتصاد ایران در سال‌های ۱۳۸۸ و ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ / آیا بحران اقتصادی عامل هم افزایی بحران‌های سیاسی و اجتماعی در کشور است؟

بحران اقتصادی فراگیر حالا می‌توان به بزرگ‌ترین عامل فشار برای مقابله با تاب آوری شهروندان در برابر هر بحران اجتماعی و سیاسی تبدیل شود و حتی اگر در اعتراضات شهروندان بهانه‌ای به نام بحران اقتصادی و عدم رفاه عامل اصلی نباشد، اما یکی از عواملی است که می‌تواند به سرعت ظهور یافته و خود را به رخ بکشد.
بحران اقتصادی فراگیر حالا می‌توان به بزرگ‌ترین عامل فشار برای مقابله با تاب آوری شهروندان در برابر هر بحران اجتماعی و سیاسی تبدیل شود و حتی اگر در اعتراضات شهروندان بهانه‌ای به نام بحران اقتصادی و عدم رفاه عامل اصلی نباشد، اما یکی از عواملی است که می‌تواند به سرعت ظهور یافته و خود را به رخ بکشد.

/////////// نگاهی به شرایط اقتصاد ایران در سال‌های ۱۳۸۸ و ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ / ارزیابی از نفوذ دلایل اقتصادی در اعتراضات شهروندان /

اقتصاد۲۴میرا قربانی‌فر – حالا دیگر اعتراضات به مرگ مهسا امینی در ساختمان وزرای گشت امنیت اخلاقی از چند روز عبور کرده است و می‌توان بخش بزرگی از این اعتراضات را بیش از یک اعتراض ساده به مرگ مشکوک دختری جوان که در بازداشت پلیس به دلیل ناهنجاری پوشش بوده است، تعمیم داد.
اعتراض‌های شهروندان ایرانی از روز جمعه ۲۵ شهریور آغاز شده و کمی بعد از آن این اعتراضات به میان دانشجویان و محیط‌های دانشگاه نیز کشیده شده است. هر چند که تاکید ابتدای اعتراضات بر مطالبه‌های محوری هم، چون آزادی‌های اجتماعی-سیاسی بود، اما به باور برخی کارشناسان محرک‌ها و پیش‌زمینه‌های اقتصادی نیز در بطن آن قابل مشاهده است است.
در یکی از مشهورترین آثار هنری از ابتدای این اعتراضات می‌توان به ترانه «برای …» اشاره کرد که در میان مجموعه‌ای از مطالبات اجتماعی، سیاسی و زیست محیطی که بر پایه پیام‌های توییتری شهروندان جمع‌آوری شده، به مواردی هم، چون «برای شرمندگی برای بی‌پولی، برای اقتصاد دستوری، برای کودک زباله‌گرد و آرزو‌هاش» درباره مشکلات اقتصادی مردم از جمله کاهش قدرت خرید، ناکارآمد اقتصاد دولتی در کنترل قیمت‌ها و فقر نیز اشاره‌های مشخصی دارد.
ایران طی به دو دهه گذشته با شتاب‌گیری افزایش نرخ تورم، کاهش ارزش پول ملی و افت سرعت بالا رفتن تولید ناخالص مواجه بوده است و در نتیجه این شرایط و در همنی بازه زمانی کشور حداقل شاهد دو اعتراض گسترده و طولانی دیگر نیز شده است. در خرداد ۱۳۸۸، معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری به خیابان‌ها آمدند و در آبان ۱۳۹۸ نیز مردم نگران از تبعات افزایش قیمت سوخت به عنوان اعتراض به خیابان آمده اند.
نکته جالب نیز آن است که در همه این اعتراضات اقتصاددانان پیش و بیش از دیگران به کنکاش در مساله پرداختند و سعی کردند شرایط را برای مسولان با ارزیابی دقیق‌تر موشکافی کنند.

کما این که طی روز‌های اخیر نیز جمعی متشکل از ۵ اقتصاددان درباره شرایط پیش رو نامه‌ای سرگشاده نگاشته و به طرح نگرانی‌های خود در این زمینه پرداختند.
مسعود نیلی، محمدمهدی به‌کیش، حسن درگاهی، محمد طبیبیان، موسی غنی‌نژاد پنج اقتصاددان امضاکننده این بیانیه بودند که وضعیت کنونی ایران را به یک «پیچ خطرناک» تشبیه کرده و راه‌حل عبور از این بحران را به سیاستمداران پیشنهاد داده‌اند.
این پنج اقتصاددان با بیان مقدمه‌ای از آن چه در اتفاقات اخیر رخ داد و پیشینه‌ای که در سال‌های ۹۶ و ۹۸ نیز اتفاق افتاده بود؛ این سوال را مطرح کرده‌اند که «چرا جامعه در چنین وضعیت ناپایدار و ملتهبی قرار گرفته و به انبار مواد محترقه‌ای تبدیل شده که با جرقه‌هایی مشتعل شده و آتش به سرعت در آن گسترش پیدا می‌کند؟»
اقتصاددانان در مقام پاسخ به پرسشی که ابتدای بیانیه خود عنوان کرده‌اند برآمده و می‌نویسند: «به نظر می‌رسد لازم است تحلیلی علمی و دقیق از چرایی التهاب موجود در جامعه ایرانی ارایه شود تا بتواند تلاشی سازنده و نه مخرب را برای عبور از این شرایط بحرانی نتیجه دهد. تلاشی که توقف بحران در آن، نه با غلبه یکی بر دیگری، بلکه با مسالمت و مرافقت حاصل شود. از این رو در ادامه سعی می‌کنیم تحلیلی مختصر و پاسخی مبتنی بر آمار‌های رسمی کشور برای سوال یادشده ارایه کنیم.»

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *