
اقتصاد۲۴ – صاحب این دوره آک سارای (کاخ ریاستجمهوری ترکیه) هنوز مشخص نشده است و رجبطیب اردوغان هنوز در منطقه بش تپه مشغول فعالیت خود بهعنوان رئیسجمهور و رئیس دولت است.
به گزارش هم میهن؛ انتخابات ریاستجمهوری ترکیه برگزار و در یک رقابت سخت به دور دوم کشیده شد، یعنی هیچکدام از کاندیداها نتوانستند بیش از نیمی از آرا را به دست آورند. پیش از اعلام نتایج انتخابات با وجود اینکه جریان روشنفکری و سکولار با حمایت از کمال قلیچداراوغلو، گزینه حزب جمهوری خلق این کشور را برجسته و آن را تبدیل به رقیب رجبطیب اردوغان، گزینه حزب عدالت و توسعه و رئیسجمهور وقت کنند، بسیاری از تحلیلگران و البته مردمی که پیگیر اخبار این انتخابات بودند؛ تصورشان این بود که در نهایت با توجه به نوع نگاه و رفتاری که اردوغان طی دوران حضورش در سمت نخستوزیری و سپس سمت ریاستجمهوری داشته و نوعی اقتدارگرایی را از او به تصویر کشیده است، او به هر قیمتی پیروز انتخابات و در سمتش ابقا میشود. همین هم موجب شد که اعلام نتایج آن برای تحلیلگران سیاسی، فعالان سیاسی و همان مردم پیگیر شوکآور و عجیب باشد و بسیاری از سیاستمداران به آن واکنش نشان دهند. مثلا عباس عبدی در توئیتر خود نوشت: «امروز ترکیه و مردم آن برنده واقعی این انتخابات بودند. راهحل نجاتبخش ایران برگزاری چنین انتخاباتی است، نه کاریکاتوری به نام انتخابات ۱۴۰۰. قدرت واقعی حکومت اینجاست. افتخار حکومت و دولت ترکیه است.»
یا محمدرضا عارف در یادداشت اینستاگرامی در این زمینه با تاکید بر اینکه «اتاق فکر حاکمیت نگاه نخبگی دست برتر را داشته باشند نه نگاه امنیتی» و نوشت: «باید تصمیمات بزرگی در عرصه سیاست کشور گرفته شود وگرنه صرفا باید با نگاه حسرتآلود، انتخاباتی نظیر ترکیه را نظارهگر بود.» در این بین ورود ایران و ترکیه به مدرنیته تقریبا همزمان بوده است، یعنی در ایران پس از انقلاب مشروطه و گذر زمان تا فعالیتهای رضاشاه و در ترکیه با فروپاشی عثمانی و حضور مصطفی کمال آتاتورک. بهعبارتی هر دو کشور تلاششان حرکت به سمت مدرنیته آن هم از مسیر نگاه دیکتاتوری، حال یکی پادشاهی و دیگری ریاستجمهوری مادامالعمر بوده و همین موجب شده که بپذیریم ورود دو کشور به این مسیر بیشباهت نبوده است؛ اما به مرور مسیر اختصاصی هر کدام با توجه به شاکله و ساختار اجتماعی و سیاسی آنها شکل گرفت. موضوعی که کمتر به آن توجه میشود و معمولا با توجه به نزدیکی جغرافیایی و فرهنگی تحلیل مشابهی برای فضای سیاسی این کشور نیز در کشور ما به میان میآید؛ تفاوتی که انتخابات اخیر ترکیه مصداق مناسبی برای آن است.
سال ۱۳۸۸ و انتخابات ریاستجمهوری آن دوران، نقطهعطفی در فضای سیاسی ایران بود و البته آن را میتوان نقطهای برای افزایش برخوردهای امنیتی و سرخوردگیهای سیاسی دانست. بسیاری از چهرههای سیاسی اصلاحطلب و برخی چهرههای سیاسی اصولگرای معتدل که در گذر زمان و عبور بیش از یک دهه از آن به تحلیل وقایع آن انتخابات پرداختهاند؛ بر اشتباه در رفتارها و دامن زدن به بحرانها در آن زمان اذعان داشتند و این موضوع در این روزها که انتخابات ترکیه برگزار شده، دوباره فتح باب محافل سیاسی شده است؛ بهویژه آنکه دوقطبی صورتگرفته در انتخابات سال ۸۸ که میان محمود احمدینژاد و میرحسین موسوی بهوجود آمده بود بیشباهت به انتخابات اخیر ترکیه نبود. در این بین نظرسنجیهایی که در آن دوران و پیش از انتخابات ۸۸ منتشر شد هم بیشباهت به همین انتخابات اخیر ترکیه نبود؛ با این تفاوت که نتایج انتخابات ترکیه به دور دوم کشیده شده و نتایج انتخابات ایران به اعتراضات به نتیجه و در نهایت بازداشتهای گسترده و اعتراضات خیابانی.
در میان تحلیلگران و فعالان سیاسی اصلاحطلب در کنار آن دسته که تقلب در انتخابات و پیروزی موسوی را به میان آوردند؛ برخی هم در کنار تخلفات، تقلب و نتایج انتخابات را بهگونهای میدانستند که مانند انتخابات ترکیه باید به مرحله دوم میرفت (سخنرانی بهزاد نبوی در مجمع استانی حزب توسعه ملی سال ۹۹). بر همین اساس است که اصلاحطلبان بیشتر نسبت به این اتفاق در ترکیه واکنش نشان دادهاند؛ چون تصورشان این بوده که اگر سال ۸۸ از خرد جمعی استفاده میشد و اجازه سوءاستفاده یا تخلف داده نمیشد؛ روزهای پس از انتخابات ۸۸ میتوانست مانند این روزهای ترکیه و در آرامش سپری شود و آن عصر بیتفاوتی و سرخوردگی سیاسی، حذف احزاب و تشکلهای سیاسی و به محاق رفتن فعالیت سیاسی و جریانی، آغاز نمیشد. البته همه این موارد از بُعد نتیجه عمل درسآموز است، اما موضوعات دیگری نیز دراین میان وجود دارد که میتواند قابل بحث برای محافل سیاسی باشد؛ جایگاه احزاب و فعالیت تشکلهای سیاسی در این دو کشور در کنار سازوکار انتخاباتی و تفاوت آن در ایران و ترکیه است.
