«نولان» فیلمسازی با امضایی شخصی در اقتباس

سه‌گانه «شوالیه تاریکی» نولان (۲۰۰۵–۲۰۱۲) نمونه‌ای ویژه از اقتباس کمیک است. او در حالی سراغ بتمن رفت که پیش‌تر نسخه‌های فانتزی‌تر تیم برتون یا اقتباس‌های پرزرق‌وبرق هالیوود روی پرده آمده بودند. نولان، اما رویکردی واقع‌گرایانه برگزید: گاتهام سیتی او بیشتر شبیه یک کلانشهر مدرن است تا یک دنیای کارتونی، حتی ابزار‌ها و فناوری‌ها با پشتوانه علمی و نظامی توجیه‌پذیرند

سه‌گانه «شوالیه تاریکی» نولان (۲۰۰۵–۲۰۱۲) نمونه‌ای ویژه از اقتباس کمیک است. او در حالی سراغ بتمن رفت که پیش‌تر نسخه‌های فانتزی‌تر تیم برتون یا اقتباس‌های پرزرق‌وبرق هالیوود روی پرده آمده بودند. نولان، اما رویکردی واقع‌گرایانه برگزید: گاتهام سیتی او بیشتر شبیه یک کلانشهر مدرن است تا یک دنیای کارتونی، حتی ابزار‌ها و فناوری‌ها با پشتوانه علمی و نظامی توجیه‌پذیرند

جوان آنلاین: کریستوفر نولان از آن دسته فیلمسازانی است که اقتباس برایش نه یک قید، بلکه فرصتی برای خلاقیت است. او با بهره‌گیری از ساختار‌های پیچیده، روایت‌های چندلایه و نگاه فلسفی، توانسته است میان وفاداری به متن اصلی و نوآوری در فرم سینمایی تعادلی کم‌نظیر ایجاد کند. همین رویکرد، آثار اقتباسی نولان را از سایه منبع اصلی بیرون کشیده و به آثاری مستقل و ماندگار بدل کرده است. 

نولان از معدود فیلمسازان معاصر است که توانسته اقتباس را به امضای شخصی خود بدل کند. برای او، اقتباس صرفاً به معنای بازسازی یا ترجمه تصویری یک متن ادبی یا تاریخی نیست، بلکه فرایندی خلاقانه است که در آن، روح اثر اصلی حفظ می‌شود، اما فرم و بیان به‌طور کامل رنگ سینمایی نولان را به خود می‌گیرد. همین نگاه باعث شده است آثار اقتباسی او نه در سایه متن مبدأ، بلکه در کنار آن به‌عنوان اثری مستقل و تأثیرگذار مطرح شوند. 

 «زمان» شخصیت اصلی فیلم‌ها
نولان در گفت‌وگوهایش بار‌ها تأکید کرده است: «وفاداری به منبع مهم است، اما این وفاداری باید در خدمت زنده شدن اثر در سینما باشد»، به همین دلیل او هیچ‌گاه به اقتباس خط‌به‌خط رضایت نداده و همواره روایت را به زبان بصری و ساختار‌های پیچیده خودش بازآفرینی کرده است. ترکیب سینمای سرگرم‌کننده و اندیشه‌برانگیز، باعث شده است نولان پلی میان سینمای عامه‌پسند و سینمای جدی بسازد و در کنار نام‌هایی، چون اسکورسیزی، برادران کوئن و دنی ویلنوو، در فهرست جریان‌سازان معاصر قرار گیرد. 
نولان به «بازی با زمان» مشهور است. او در اقتباس‌هایش (مثل ممنتو و اوپنهایمر) روایت خطی را کنار می‌گذارد تا تجربه‌ای ذهنی و پیچیده بسازد. این نگاه، وفاداری به متن را در سطح مضمون حفظ می‌کند، اما شکل روایت را کاملاً دگرگون می‌سازد. خودش می‌گوید: «زمان شخصیت اصلی فیلم‌های من است.»
این کارگردان صاحب سبک معتقد است اقتباس باید «چیزی تازه» به جهان سینما اضافه کند. برخلاف کارگردانانی که به بازآفرینی تصویری متن بسنده می‌کنند، نولان می‌خواهد مخاطب همان حس خواندن کتاب یا شناخت شخصیت را از زاویه‌ای تازه تجربه کند. مثلاً در اوپنهایمر فقط تاریخ روایت نمی‌شود، بلکه بحران اخلاقی علم و رابطه دانشمند با قدرت به پرسش گذاشته می‌شود. 

 بازخوانی یک داستان کوتاه  در «ممنتو»
نولان با نخستین اقتباس جدی‌اش، «ممنتو» (۲۰۰۰)، مسیر متفاوتش را نشان داد. این فیلم بر اساس داستان کوتاه «Memento Mori» نوشته جاشوا فورمن ساخته شد، اما نتیجه نهایی شباهتی به یک ترجمه مستقیم نداشت. نولان با جابه‌جایی خط زمانی و ساختار روایی، تجربه‌ای پازل‌گونه برای تماشاگر خلق کرد. مخاطب نه‌تنها شاهد قصه‌ای درباره حافظه و فراموشی بود، بلکه خود نیز درگیر همان آشفتگی ذهنی شخصیت اصلی شد. این همان شیوه‌ای است که بعد‌ها در «تلقین» و «اینتر» stellar هم به چشم آمد، یعنی روایت به ابزاری برای تجربه‌گری ذهنی تماشاگر بدل می‌شود. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *