نوستراداموس‌های فلک‌زده وطنی!

اگر کارشناسی برای نظر کارشناسی خود نیازمند مطالعه، تحقیق و وقت گذاشتن است تا در متن یک مصاحبه یا گزارش ورود و دیدگاه‌های خود را عرضه کند، کاملاً حق دارد انتظار مالی داشته باشد، در غیر این صورت حتی کارشناسانی که از وزن علمی خوبی برخوردار هستند، در نهایت با خبرنگار و رسانه طوری برخورد خواهند کرد که انگار صدقه‌ای می‌دهند

اگر کارشناسی برای نظر کارشناسی خود نیازمند مطالعه، تحقیق و وقت گذاشتن است تا در متن یک مصاحبه یا گزارش ورود و دیدگاه‌های خود را عرضه کند، کاملاً حق دارد انتظار مالی داشته باشد، در غیر این صورت حتی کارشناسانی که از وزن علمی خوبی برخوردار هستند، در نهایت با خبرنگار و رسانه طوری برخورد خواهند کرد که انگار صدقه‌ای می‌دهند

جوان آنلاین: در جریان جنگ ۱۲ روزه یک چهره مشهور آکادمیک که در شبکه‌های اجتماعی مقبولیتی هم یافته و خود را در قواره‌های یک نوستراداموس بالا کشیده بود، چنان با اعتمادبه‌نفس درباره اتفاقاتی که قرار است مرحله به مرحله در هفته‌ها و ماه‌های بعد در ایران بیفتد، سخن می‌گفت که انگار نه تنها ایران بلکه جهان بخشی از خطوط کف دست اوست و او چونان خداوندی قاهر جزئیات زمان و زمین را در ید تصرف خود دارد و در رصد اتفاقات هیچ حائل و مانعی نمی‌تواند سد اراده او باشد. او اتفاقات کلانی که قرار بود در صحنه سیاست ایران بیفتد با زبانی پرطمطراق برمی‌شمرد، تو گویی تک‌دیده‌بان چهارراه حوادث است. آن روز‌های تلخ وسط آشوب، آتش و خون که ایران بیش از هر روز دیگری به همدلی و آرامش نیاز داشت، پیش‌بینی‌های سرد و تاریک آن کارشناس در شبکه‌های اجتماعی بسیار طرفدار یافته بود. آن فرد حتی جدول زمانی اعلام کرده بود که در مردادماه فلان اتفاق در کشور خواهد افتاد، در شهریورماه شورش‌ها به اوج خواهد رسید و شاهد فلج کامل اقتصادی خواهیم شد و مثلاً در نهایت پاییز کار نظام سیاسی یکسره و دولت گذار تشکیل خواهد شد، اما امروز که در واپسین روز‌های پاییز قرار داریم، هیچ کدام از پیش‌بینی‌های آن کارشناس تحقق نیافته است، با این همه و در کمال تعجب او با ژست یک چهره دانشگاهی، جامع‌نگر و روشنفکر همچنان فعالیت می‌کند، بدون اینکه خود در این باره توضیح دهد که اکنون ما با پیش‌بینی‌های قبلی او چه کنیم؟ من که در شبکه‌های اجتماعی گشتم، چیزی در این باره ندیدم که او در این باره اندک توضیحی داده باشد که آیا تنها مسئولیت کارشناس‌هایی نظیر او صدور پیش‌بینی است؟ و مشکل چندانی با این قضیه ندارند که این پیش‌بینی‌ها محقق شود یا نشود؟

اگر پیش‌بینی اقتصاددان‌ها درست بود آنها میلیونر بودند!

کافی است کسی کمی وقت بگذارد و مثلاً بخشی از پیشگویی‌های کارشناسان را گردآوری کند تا بداند که این پیشگویی‌ها تا چه اندازه غیرواقعی است. در واقع پیش‌بینی همواره وسوسه‌ای جذاب برای کارشناسان بوده است تا قدرت، توانایی و تسلط خود را بر حوزه کاری‌شان به رخ بکشند، اما پیشگویی یا پیش‌بینی به همان اندازه که جذاب و فریبنده است، پاشنه آشیل کارشناسان است. نمونه‌هایی ایرانی از این پیشگویی‌ها را سراغ داریم، به ویژه وقتی کارشناسان می‌خواهند به ابعاد یک بحران مثلاً زیست‌محیطی اشاره کنند، اغلب سراغ تصویر‌های آخرالزمانی می‌روند، البته که کسی منکر بحران‌های زیست‌محیطی، اجتماعی و امثال آن نیست، اما کارشناسی که جز وحشت‌آفرینی و ارائه تصویر‌های آخرالزمانی چیز دیگری در چنته خود ندارد و در نهایت راهکاری به سیستم‌های مدیریتی یا دست‌کم به افکار عمومی ارائه نمی‌کند، جامعه را به چه سمت و سویی خواهد برد؟

دیدگاه‌های رولف دوبلی در کتاب «هنر شفاف ظریف اندیشیدن» درباره کارشناسان اگرچه ممکن است در آغاز جانبدارانه به نظر برسد، اما دقیق و مستند است. مؤلف در کتاب خود که ۱۲ سال پیش یعنی ۲۰۱۳ منتشر شده نمونه‌ای از پیش‌بینی‌های کارشناسان را در آن زمان می‌آورد که محقق نشده است: «فیس‌بوک طی سه سال به سایت شماره یک در زمینه سرگرمی تبدیل می‌شود، تغییر رژیم در کره‌شمالی طی دو سال آینده، احتمال سقوط یورو، پرواز‌های فضایی کم‌هزینه تا سال ۲۰۲۵، نبود نفت خام طی ۱۵ سال آینده» و در ادامه با اشاره به اینکه هر روز کارشناسان با پیش‌بینی‌های‌شان ما را بمباران می‌کنند، با این همه آنها چقدر قابل اعتمادند، می‌گوید: تا چند سال قبل کسی به خودش زحمت نمی‌داد این پیش‌بینی‌ها را بررسی کند تا اینکه philip tetlock دست به کار شد. او در یک دوره ۱۰ ساله، ۲۸هزارو ۳۶۱ پیش‌بینی از ۲۸۴نفر را ارزیابی کرد که خود را متخصص می‌دانستند. نتیجه: متخصصان به لحاظ دقت فقط اندکی بهتر از کسی که به صورت تصادفی پیش‌بینی می‌کند عمل کرده بودند و از بین آنها بدترین پیش‌بینی مربوط به نابودی و فروپاشی بود. برخی از این پیشگویان فروپاشی کانادا، نیجریه، چین، هند، اندونزی، آفریقای‌جنوبی، بلژیک و اتحادیه اروپا را پیش‌بینی کرده بودند، در حالی که اکنون هیچ یک از این کشور‌ها متلاشی نشده‌اند. رولف دوبلی در ادامه به اظهارنظر‌هایی اشاره می‌کند که جریان فعلی حاکم بر تربیت کارشناس در سیستم‌های مدیریتی- مثلاً حاکم بر امریکا- را مورد حمله و نقد قرار می‌دهد. این اظهارنظر‌ها به اندازه کافی تلخ و گزنده است و جالب‌تر اینکه همین اظهارات و نقد‌های جدی از سوی کارشناس‌های برجسته در امریکا ارائه شده است. مثلاً او به اظهارات یکی از اقتصاددان‌های برجسته امریکا اشاره می‌کند: 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *