۶۰ سال پیش وقتی پله پا به توپ میشد، دنیا زبان توصیف او را نداشت. امروز وقتی امباپه با توپ میدود، الگوریتمهای هوش مصنوعی سرعت، شتاب، زاویه بدن، احتمال گل و ارزش هر حرکت او را اندازه میگیرند، اما یک چیز همچنان اندازهگیری نمیشود؛ احساسی که تماشاگر هنگام دیدن او پیدا میکند. همان احساسی که نسلهای قبل هنگام دیدن پله تجربه میکردند.
۶۰ سال پیش وقتی پله پا به توپ میشد، دنیا زبان توصیف او را نداشت. امروز وقتی امباپه با توپ میدود، الگوریتمهای هوش مصنوعی سرعت، شتاب، زاویه بدن، احتمال گل و ارزش هر حرکت او را اندازه میگیرند، اما یک چیز همچنان اندازهگیری نمیشود؛ احساسی که تماشاگر هنگام دیدن او پیدا میکند. همان احساسی که نسلهای قبل هنگام دیدن پله تجربه میکردند.
تابناک: جام جهانی ۲۰۲۶ به ایستگاه پایانی رسید و کیلیان امباپه بهمانند سه جام جهانی اخیر یکی از ستارههای درخشان جام بود؛ اگرچه پای فینال، پای تیمش لغزید و خروسها به دیدار ردهبندی رفتند تا مقابل توپخانه انگلیسیها سلاخی شوند. البته موضوع این گزارش چیزی فراتر از بردن سومین جام جهانی به خانه است.
شاید امباپه «پله دوم» نباشد چراکه پله تکرارشدنی نیست اما او بیتردید نزدیکترین تصویر از آن اسطوره در فوتبال مدرن است؛ فوتبالیستی که ثابت کرد بعضی میراثها نه با جامها بلکه با سبک بازی ادامه پیدا میکنند.
نسل جدید آمده اما…
جام جهانی ۲۰۲۶ ثابت کرد فوتبال دیگر فقط متعلق به امباپه نیست. لامین یامال، جود بلینگام، ارلینگ هالند و … نسل تازه فوتبال جهاناند. یامال با درخشش در این جام جهانی نشان داد که فوتبال وارد عصر جدیدی شده و دیگر امباپه تنها پدیده جوان این ورزش نیست. اما تفاوت امباپه با این نسل در یک نکته نهفته؛ او دیگر صرفاً یک استعداد آیندهدار نیست بلکه معیاری برای سنجش نسل جدید شده است. دهه ۲۰۱۰ این پرسش مطرح بود که آیا امباپه میتواند به مسی یا رونالدو برسد؟ سال ۲۰۲۶ این سؤال مطرح است که آیا یامال، بلینگام یا هالند میتوانند به امباپه برسند؟ این دقیقاً همان جایگاهی است که پله در دهه ۱۹۶۰ داشت. هیچکس بازیکنان را با همنسلان پله مقایسه نمیکرد؛ همه میپرسیدند آیا میتوانند به پله نزدیک شوند؟