نه جبهه، نه اصلاحات؛ صف‌بندی‌های درون جبهه اصلاحات و چشم‌انداز آینده آن

آنچه که ما الان به اسم «جبهه اصلاحات» از آن نام می‌بریم، نه «جبهه» است و نه «اصلاحات». «جبهه اصلاحات» امروز یک نام بی‌مسمی است
آنچه که ما الان به اسم «جبهه اصلاحات» از آن نام می‌بریم، نه «جبهه» است و نه «اصلاحات». «جبهه اصلاحات» امروز یک نام بی‌مسمی است

نه جبهه، نه اصلاحات

اقتصاد۲۴– آنچه که ما الان به اسم «جبهه اصلاحات» از آن نام می‌بریم، نه «جبهه» است و نه «اصلاحات». «جبهه اصلاحات» امروز یک نام بی‌مسمی است. «جبهه» نیست؛ چون جبهه به معنی مجموعه احزاب و نیرو‌های سیاسی است که حول یک راهبرد و استراتژی مشترک گرد هم می‌آیند، به ائتلاف می‌رسند، وارد عمل می‌شوند، به یک تصمیم می‌رسند و نهایتاً، آن تصمیم را پیش می‌برند. اما می‌بینیم که در شرایط کنونی هیچ‌کدام از این شرایط در «جبهه اصلاحات» وجود ندارد.

متن مفصلی که می‌خوانید، برگرفته از بحثی است که اخیراً در یکی از گروه‌های تلگرامی تحت‌عنوان «صف‌بندی‌های درون جبهه اصلاحات و چشم‌انداز آینده آن» ارائه شده است. علت ارائه این بحث، بروز دودستگی و چنددستگی راهبردی درون جبهه اصلاحات به‌ویژه طی چهار سال گذشته است که خروجی خود را در انتخابات مجلس یازدهم (۱۳۹۸) و ریاست‌جمهوری سیزدهم (۱۴۰۰) نشان داد و پیش‌بینی می‌شود با ساختار و رویه موجود، در انتخابات آتی نیز وضعیت مشابهی تکرار شود.

وقتی می‌خواهیم درباره یک جریان سیاسی و صف‌بندی‌های داخلی آن صحبت کنیم، باید توجه کنیم که جریان‌های سیاسی حالت ابدی و ازلی و ثابت ندارند. جریان‌های سیاسی مثل هر پدیده زنده و انسانی دیگری، دچار قبض و بسط هستند، حالت ژلاتینی دارند و متناسب با شرایط و وضعیت‌های بیرونی واکنش نشان می‌دهند و تغییر شکل می‌دهند. به‌عبارت دیگر، یک جریان سیاسی در گذر زمان عموماً با نام و عنوان و تبار مشترکی شناخته می‌شود و برای حفظ هویت و سابقه خود بر تداوم این عنوان تاکید هم دارند، اما درعین‌حال، هر جریان سیاسی ممکن است در مقاطع مختلف راهبردها، آرایش‌ها و ترکیب‌بندی‌های مختلف پیدا کند که در این زمینه، جریان‌های سیاسی متأثر از مناسبات و فضای بیرونی هستند.

این مناسبات و فضای بیرونی در عرصه سیاست ازیک سو، شامل نیرو‌های مسلط و صاحب هژمونی یا همان حکومت می‌شود. از سوی دیگر، نیروی اجتماعی و وضعیت عمومی جامعه، میزان امید و انگیزه، فعال بودن، مشارکت‌خواهی سیاسی شهروندان و… قرار دارد. عامل سوم هم، موقعیت و ترکیب نیرو‌های رقیب است. از آنجا که در این گفتار به بحث در مورد جریان اصلاحات می‌پردازیم، نیرو‌های رقیب آن را در سطح کلان می‌توان دو نیروی «انقلابی‌گرا» و «اقتدارگرا» تعریف کرد.

البته، در گفتمان رسمی حاکم، جریان اقتدارگرا هم خودشان را انقلابی‌گرا می‌خوانند. اما در جامعه‌شناسی سیاسی، روشن است که منظور از انقلابی‌گرا، نیرو‌هایی هستند که به دنبال تغییر سیستم و براندازی هستند و نیرو‌هایی که مدعی انقلاب داخل سیستم هستند؛ در واقع، نیرو‌هایی اقتدارگرا هستند که از سال ۱۴۰۰ به شکل کامل و یکدست سیستم را در دست دارند.

چنان که گفته شد؛ یک جریان سیاسی، یک جبهه سیاسی و یک ائتلاف سیاسی ممکن است متأثر از مجموعه پارامتر‌های بیرونی و موقعیت آن جریان سیاسی، درون خود به ائتلاف و اتحاد صددرصدی برسد. چنان‌که در مورد جریان اصلاحات در یک دهه اخیر مشاهده می‌کنیم که این جریان در انتخابات سال‌های ۹۲، ۹۴ و ۹۶ به ائتلاف صددرصدی رسید.

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *