مگر نه اینکه اگر نرخ کالاهای مورد نیاز مردم در نقاط گوناگون شهر، استان و کشور یکسان باشد، اشتیاقی برای خیابانگردیهای شلوغ و همراه با سختی نمیماند؟ مگر نه اینکه اگر نرخ کالایی در قیاس چند ماه پیش با امروز و امروز با چند روز مانده به تحویل سال تفاوتی نکرده باشد، تکلیف مردم با خرید شب عید معلوم میشود؟ مگر نه اینکه در سایه نظارت بر بازار و مقابله با گرانفروشی، معضلات ریز و درشتی که به دنبال آن پدید میآیند، از بین میروند؟
شاید بد نباشد برای حل این ابهام بزرگ، با زبان ساده حل مسأله به سراغش برویم: نخست ببینیم آیا در ازدحام خفه کننده بازارها و بازارچهها، خرید و فروشی میشودضلات ریز و درشتی که در اثر آن به وجود میآیند، از بین میروند؛ پس چرا این همه محاسن به هیچ انگاشته شده و حتی به قدر ذرهای در راستای یکسان سازی نرخها و مبارزه با گرانفروشی تلاش نمیشود؟
گویی اگر بسیاری از مردم ماه پایانی سال را به تدارک نوروز و دید و بازدید و گشت و گذار بهاری میگذرانند، نهادهای نظارتی یک ماه زودتر به پیشواز رفته و از ابتدای اسفندماه در تعطیلات به سر میبرند!
