
ننه سرما، اون بالا بوی بهارو میشنید
دست میبرد به گردنش
زنجیر مروارید رو میکشید، پاره میکرد
همه مرواریداش
روی اون دهکدهی کوچک و زیبا میبارید
اما از مروارید هم کاری از پیش نمیرفت…
…صدای پای بهار یواشیواش نزدیک میشد/ننه سرما بهویرایش م.آزاد
به نقل از اقتصاد نیوز : ننهسرما، روزها، هفتهها و ماههای چندی را بهانتظار شوی یا مرد دوستداشتنی خویش، عمو نوروز، نشسته، تا از راه برسد. او، در درازنای شبِ زمستان، خانه و کاشانه را پاییده، و بنابر قصهها، همهجا را رُفته و روبیده و به انتظار همسری نشسته که در زمانهی سرما و تعطیلی کشتوکار، پی تامین زندگی رفته بوده.
در ادبیات عامه ننه سرما در واپسین روز سال، که آخرین فرصت دیدار او با عمو نوروز، است، از کارهای خانه، چنان خسته شده که به خواب میرود و فرصت وصال با عمو نوروز را از کف میدهد. نوروز میآید، احتمالا گلی بر بالین ننهسرمای خفته میگذارد و میرود. ننه سرما مدتی بعد از خواب میخیزد و باز انتظار تا…
ننه سرما، نماد زمستان، به خواب میرود یا ناپیدا میشود تا بهار و نوروز فرا برسند.
شهاب جعفرنژاد، کارتونیست مشهور، با بهره از بهار و زمستان و تصویرهای امروزین از زن و مرد، ننه سرما را قلم زده و در پلتفرم بیمثلمارکت به یک NFT بدل کرده.
ننهسرما اما قابل معاملهاند و میتوان در نرمافزارهای چندکاربردی به کارشان گرفت.
دقیقا مثل کالاهای فیزیکی شما میتوانید هرکاری خواستید با آنها بکنید. میتوانید آنها را دور بیندازید، به یک دوست هرجا که هست، هدیه بدهید یا آن را در بازار آزاد بفروشید. اما برخلاف کالاهای فیزیکی، NFTها همه قابلیتهای برنامهریزیشدن کالاهای دیجیتال را دارند.
مثال روشنتر، دو کارتون ننه سرما و عمو نوروز از شهاب جعفرنژاد است که یک نمونه غیرمثلی است. آیا کسی میتواند این دو اثر هنری را با دو کارتون از دو چهره دیگر مبادله کند، با این توجیه که هردوی آنها کارتون هستند؟
استارتاپ بیمثل فعالیتش را با هدف فراهمآوردن زمینهی تبادل دانش درباره تکنولوژی بلاکچین و با تمرکز بر توسعه توکنهای NFT در این بستر آغاز کرده. ما تلاش داریم با برپایی زیرساختهای مناسب، زمینه را برای تولید توکنهای NFT و تبادل آن بر بستر امن، برای کاربران فارسی زبان فراهم آوریم.
ما مفتخریم که اولین پلتفرمی هستیم که کاربران فارسیزبان را دنیای NFTها مرتبط میکنیم.
انتهای رپرتاژ آگهی/
