اقامه دین، وظیفه است. حاکمیت دین، هدف مهم همه ادیان است؛ «لیقوم النّاس بالقسط». قیام به قسط، قیام به عدل و حاکمیت الهی، هدف بزرگ ادیان است. اصلًا ائمه ما «علیهم الصّلاة و السّلام» تمام زجر و مصیبتشان بهخاطر این بود که دنبال حاکمیت الهی بودند والّا اگر امام صادق و امام باقر یک گوشه مینشستند
جوان آنلاین: کانال تلگرامی «آبوآتش» بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب را در جمع روحانیان لرستان مورخ ۳۰/۵/۱۳۷۰ به اشتراک گذاشت. حضرت آیتالله خامنهای (حفظهالله) فرمودهاند:
ما [روحانیان]در حرکت این قطار جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی، باید دائم سهیم باشیم. نمیشود عالم دینی خودش را کنار بکشد و بگوید به من ربطی ندارد. چطور ربطی ندارد؟! حکومت دین، حکومت اسلام به ما ربطی ندارد؟! اگر در گوشهای از زوایای عالم که از ما هزاران فرسنگ فاصله داشت، حکومتی بر اساس دین تشکیل میشد، من و شما وظیفه داشتیم که به آن حکومت کمک کنیم.
اقامه دین، وظیفه است. حاکمیت دین، هدف مهم همه ادیان است؛ «لیقوم النّاس بالقسط». قیام به قسط، قیام به عدل و حاکمیت الهی، هدف بزرگ ادیان است. اصلًا ائمه ما «علیهم الصّلاة و السّلام» تمام زجر و مصیبتشان بهخاطر این بود که دنبال حاکمیت الهی بودند والّا اگر امام صادق و امام باقر یک گوشه مینشستند و چندنفر دور خودشان جمع میکردند و فقط یک مسئله شرعی میگفتند، کسی به آنها کاری نداشت. خود امام صادق در یک حدیث میفرماید: «هذا أبو حنیفة له اصحاب و هذا الحسن البصری له اصحاب»: ابوحنیفه اصحاب دارد، حسن بصری اصحاب دارد. پس چرا به آنها کاری ندارند؟ چون میدانند که آن حضرت داعیه امامت دارد؛ اما آنها داعیه امامت نداشتند. ابوحنیفه داعیه امامت نداشت. اینها امام زمان را که هارون، منصور و عبدالملک بود، قبول داشتند.
میگویند وقتی سلیمان بن عبدالملک از دنیا رفت، کتب محمد بن شهاب زهری را از خزانه او بیرون آوردند. امام زمانش سلیمان بن عبدالملک بود؛ برای او کتاب مینوشت. امام یعنی چه؟ امام یعنی رئیس دین و دنیا. او رئیس دین و دنیا بود. حتی بااینکه به حسب ظاهر، هارون و بقیه خلفای جور، درسی نخوانده بودند؛ چون آنها وقت درسخواندن که نداشتند، شاهزاده و آقازاده بودند، مشغول پلو چلو خوردن و شکار و عیاشی و این حرفها بودند تا به خلافت میرسیدند؛ موقع خلافت هم جوان بودند، مثلاً هارون الرشید ۲۲ساله بود که به خلافت رسید؛ بعضیها ۲۵ساله یا ۳۰ساله بودند و درسی نخوانده بودند؛ درعینحال همان عباد و زهادی که اسمهایشان را شنیدهاید از قبیل عمروبنعبیدها و غیر ذلک وقتی هارون با آنها روبهرو میشد، اعتراف میکردند که هارون افقه از آنهاست!
