در روزهای آخر، امام، شهید عراقی را صدا میزنند و میگویند: «در حوالی میدان توپخانه، برای خانواده من منزلی را تهیه كنید! میخواهم به ایران برگردم.» شهید عراقی میگوید اوضاع ایران مساعد نیست. امام میفرماید: «كارتر همین را میگوید، نماینده شاه مراكش همین را میگوید، همگی میگویند صلاح نیست به ایران بروم. معلوم میشود كه اتفاقا ضرورت دارد كه بروم».
نمیخواستند نام امام(ره) مطرح شود
در روزهای آخر، امام، شهید عراقی را صدا میزنند و میگویند: «در حوالی میدان توپخانه، برای خانواده من منزلی را تهیه كنید! میخواهم به ایران برگردم.» شهید عراقی میگوید اوضاع ایران مساعد نیست. امام میفرماید: «كارتر همین را میگوید، نماینده شاه مراكش همین را میگوید، همگی میگویند صلاح نیست به ایران بروم. معلوم میشود كه اتفاقا ضرورت دارد كه بروم».
