
شمال ایران این روزها صحنهای عجیب از پرواز همگرایانه انواع پرندگان است؛ زمستانگذران و تابستانگذران، مهاجر و بومی، همگی در کنار هم در آسمان خدا. روزهایی که میتوان آنها را تلاقی و تعامل زمستان با بهار و تابستان نامید. گویی طبیعت دارد درس تازهای به ما میدهد.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، در دهه سوم اولین ماه بهار، گویا هنوز نفسهای آخر زمستان در رگهای تالابها جاری است؛ گیلان پرده از شگفتانگیزترین نمایش زیستگاه خود برمیدارد.
تالابهای انزلی و بوجاق این روزها نه فقط پهنههایی از آب و نی، که صحنههای خیرهکنندهای از همزیستی گونههایی است که در تقویم طبیعی، هرگز قرار نبود همدیگر را ملاقات کنند. اینجا، مرز میان «رفتن» و «آمدن» محو شده؛ آخرین گروه پرندگان زمستانگذران هنوز آسمان را ترک نکردهاند که نخستین موج پرندگان تابستانگذران از راه میرسند.
لحظه جادویی
این همان لحظه جادویی است که طبیعت، نظم خطی زمان را به چالش میکشد. قوی گنگ که هنوز خاطره یخبندان سیبری را در بالهایش حمل میکند، در کنار پرستوی دریایی تیرهای به آسمان میرود که تازه از گرمای آفریقا برمیگردد. پلیکان خاکستری، سنگین و باشکوه، هنوز از تالاب خداحافظی نکرده که سلیم طوقی کوچک، لاغر و سبکبال، برای جوجهآوری فرود میآید. فیلوش و سرسبز و اردک سرحنایی در کنار گلاریوهمزیستی میان متفاوتترین موجودات ممکن است، اگر زیستگاهی امن و پذیرا داشته باشند. اینکه «گذشته» و «آینده» الزاماً دشمن هم نیستند، میتوانند لحظاتی را در کنار هم بال بگشایند. اینکه مرز میان فصلها، میان کوچ و اقامت، میان ماندن و رفتن، گاهی آنقدرها که فکر میکنیم سفت و سخت نیست. زمستان و تابستان و همه فصل ها در برابر هم نیستند. برای هم و در راستای یگدیگرند.
تالابهای گیلان این روزها روایتگر این درساند. روایتی که در سکوت آبها و در پرواز دستههای پرندگان، در همهمه بیصدای بالهایی که از چهارسوی جهان اینجا جمع شدهاند، معنا پیدا میکند. پیش از آنکه طی دو هفته آینده، زمستانگذرانها به سوی شمال کوچ کنند و تابستانگذرانها در نیزارها لانه بسازند، اگر سری به این تالابها بزنید، شاید خودتان هم بشنوید: طبیعت دارد با زبانی که نه از کلمات که از پرواز ساخته شده، میگوید که میتوان متفاوت بود، اما در یک آسمان زیست.
