
انگلیس بهعنوان یکی از قدرتهای استعماری بزرگ تاریخ مدرن، اغلب خود را پیشرو دموکراسی، حاکمیت قانون و حقوق بشر معرفی کرده است؛ با وجود این، بررسی تاریخی نشاندهنده الگوی تکراری بیاعتنایی به اصول حقوق بشر و حقوق بینالملل در انگلیس است؛ انگلیس از تجارت برده و استعمار گسترده تا سیاستهای سرکوبگر داخلی و دخالتهای نظامی خارجی، بارها اولویت منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک خود را بر تعهدات اخلاقی و حقوقی قرار داده است.
این بیاعتنایی ریشهدار از دوران امپراتوری انگلیس تا دوران معاصر ادامه داشته است؛ انگلیس در حالی که منشورها و اعلامیههایی مانند Magna Carta (۱۲۱۵) را بهعنوان پایه آزادی مطرح میکند، در عمل میلیونها انسان را در مستعمرات تحت ستم قرار داد، بردهداری را گسترش داد و در قرن بیستم نیز در موارد متعددی استانداردهای دوگانه اعمال کرد.
گزارشهای سازمانهایی مانند عفو بینالملل، دیدهبان حقوق بشر، سازمان ملل و تحقیقات تاریخی دانشگاهی مانند گزارش Chilcot Inquiry در مورد عراق این الگو را تایید میکنند.
