
گروه اقتصادی: تیمور رحمانی: آنچه آن مفهوم ساده درسی میخواهد منتقل کند، همان چیزی است که مبنای نامگذاری علم اقتصاد به علم کمبودها (dismal science) است و آن محدودیت منابع در کلیه امور تصمیمگیری اقتصادی فردی و اجتماعی است. مفهوم قید بودجه این حقیقت را منتقل میکند که منابع محدود است و در آن صورت نمیتوان تمامی نیازها را بهطور همزمان برآورده ساخت. بنابر این برآورده کردن هر نیازی به معنی صرفنظر کردن از نیازی دیگر است.
به گزا ابتدا اشتباه بود(گرچه در ابتدا اندکی بهبود در توزیع درآمد ایجاد کرد و البته مطابق تحلیلهای توزیع درآمد نتیجه قابلانتظاری بود)، تداوم آن نیز اشتباه بوده و هست. اما یارانهها بسیار فراتر از آن است که به شکل مستقیم و غیرمستقیم در بودجه دولت ظاهر میشود. یارانههای نقدی، یارانه پایین نگهداشتن قیمت حاملهای انرژی و آب، یارانه پایین نگهداشتن نرخ ارز، یارانه پایین نگهداشتن نرخ سود تسهیلات تکلیفی، یارانه نهادههای کشاورزی و صنعتی، یارانههای گسترده بخش بهداشت و درمان و امثالهم در صورتی که به شکل دقیق و بنا به مفهوم اقتصادی محاسبه شوند، ارقامی بسیار بالاتر از آنچه خواهند بود که در دادههای آماری خود را نشان میدهند. در واقع اگر بخواهیم تصویر کاملی از یارانهها داشته باشیم، مواردی مانند پارککردن اتومبیل در خیابانها و کوچههای فرعی و یا پارککردن با قیمت ارزان آنها در بسیاری از خیابانهای اصلی شهرها نیز نوعی یارانه دادن است. به همین ترتیب، انجام فعالیتهای اقتصادی که سبب تخریب محیطزیست میشود و عامل اقتصادی در جبران آنها مشارکت ندارد نیز نوعی یارانه دادن است.
