
تراکتور امسال بیش از هر سالی به کسب افتخار و قهرمانی نزدیک است. حال سؤال این است تیمی که از تمام اجزای موفقیت سود میبرد، چه نیازی به مدیری دارد که به قول خودش برای دعوا کردن و گرفتن حق، مشغول فعالیت شود.
به گزارش سرویس ورزشی تابناک، خداداد عزیزی در پوزیشنی قرار گرفته که انتظار میرود پیشکسوتان و چهرههای به نام فوتبال کشورمان در آن حضور یابند و فعالیت کنند. او مدتی است از مشهد به تبریز کوچ کرده تا در یکی از بهترین سالهای تیم فوتبال تراکتور، به عنوان مدیر تیم ایفای نقش کند. اتفاقی که قابل توجه است، اما آنچه این نقش را مخدوش و تا حدودی ایجاد دافعه میکند، رویهای است که خداداد عزیزی در پیش گرفته. هر چند احتمالاً او با ذهنیتی پای برگه قرارداد با باشگاه تراکتور را امضا کرد که قرار است چون شوالیهای جنگجو، با شنل مخصوص قهرمانها وارد شود و از تراکتور برابر دشمنانش محافظت کند! در همین راستا او در اولین اظهارنظر خود پس از انتخاب به عنوان مدیر تیم فوتبال تراکتور، گفت: «برای قهرمانی تراکتور میجنگم، دعوا هم میکنم.»
بدون تعارف و نادیده گرفتن رفتار و گفتار عزیزی به واسطه نامی که در تاریخ فوتبالمان دارد، او مدتهاست خدادادی نیست که دوستش داشتیم. چهرهای از بدنه فوتبال که زبان تند انتقادش در مسائل و مصائب کلان فوتبالمان میتوانست تأثیرگذاین است که چه نیازی به مدیری دارد که به قول خودش برای دعوا کردن و گرفتن حق! مشغول فعالیت شود.
متأسفانه به نظر میرسد پست افراد و وظایفشان در فوتبال ایران در آستانه تغییر و بازتعریف جدید است. مگر وظیفه مدیر یک تیم یا عضوی از اعضای کادرفنی، جنگیدن و دعوا کردن و سروصدا کردن است؟ نکته قابل توجه اینکه خداداد تنها نمونه از فعالیت در چنین فضایی نیست. زمانی کارلوس کیروش، جواد نکونام را با مشابه چنین ذهنیتی به عنوان عضو کادرفنی برگزید که اتفاقات ناشایست دیدار با قطر رخ داد و سالها بعد خودِ نکونام چنین رویکردی را درباره مهدی هاشمینسب در تیمهای تحت هدایتش در پیش گرفت. حتی در تیم فوتبال پرسپولیس هم افشین پیروانی تقریباً چنین وظایفی برای خود متصور است، با این تفاوت که سعی می کند در مصاحبهها و رفتارها تا حدودی مراعات داشته باشد، اما در اصل قضیه تفاوتی ایجاد نمیکند.
