
اقتصاد۲۴– اگر فروردین را معیاری برای مقایسه بازارها در نظر بگیریم و نتیجه میل سرمایهها از سمت بازارهای سکه، ارز، مسکن و خودرو را به سمت بورس محتمل بدانیم، این سوال جدی به وجود میآید که آیا حرکت نقدینگی از سمت بازارهای حبابزده به سمت بورس که به معنای رشد تولید و صادرات کشور است، میتواند نویدبخشی برای کنترل نقدینگی و در نتیجه کاهش تورم در اقتصاد بحرانزده ایران باشد یا خیر؟
در این میان توجه به این نکته ضروری است که طبیعتا تورمی که منجر به افزایش نرخ ارز (نرخ ارز سامانه مبادلهای که بانک مرکزی اجازه میدهد شرکتها در آن ارز حاصل از صادرات خود را به فروش برسانند) شود روی بازار سرمایه اثر میگذارد، اما تورمی که منجر به افزایش نرخ ارز نشود تاثیر مستقیمی بر بازار سرمایه نیز نخواهد گذاشت. چنانچه بررسیها در طول ۴۰ سال گذشته نشان میدهد که هیچگاه بازار سرمایه به دنبال تورم نرفته است، زمانی که نرخ ارز سرکوب میشد سالی ۲۰درصد تورم داشتیم، ولی بازار سرمایه در جا میزد.
اما به محض اینکه تورم منجر به جهش ارزی میشد بازار سرمایه متعاقبا رشد میکرد. البته اگر تورم منجر به انتظارات تورمی شدید شود این موضوع خود تمام داراییها از جمله بازار سرمایه را جذاب میکند. اما اگر تورم گذشتهنگر داشته باشیم این تورم اگر منجر به افزایش نرخ ارز نشود هیچ کمکی به بازار سرمایه نخواهد کرد، چرا که قیمت تمامشده محصولات در بورس – هزینههای توزیع و فروش و … – با تورم افزایش پیدا کرده، اما چون منجر به افزایش نرخ ارز نشده شرکتها با همان نرخها فروش داشتند. اما روی دیگر سکه چیست؟ رشد بورس کمکی به کاهش تورم خواهد کرد؟
کامل ابراهیمیان، تحلیلگر بازار سرمایه، در این خصوص به خبرنگار «دنیای اقتصاد» گفت: مهمترین موضوعی که سرمایهگذاران در بحث سنجش عملکرد خود از نظر بازدهی در نظر میگیرند این است که آیا سرمایهگذاریای که انجام دادند نسبت به تورم بازدهی مثبتی داشته یا اینکه سرمایهگذاری آنها نتوانسته تورم را پوشش دهد و طبیعتا بازدهی پایینتر از تورم به دست آوردند؛ بنابراین تورم یک خطکش برای سرمایهگذاران است. وی در پاسخ به این سوال که آیا بازار سرمایه و شاخص کل بورس که شاخصی از رشد ارزش شرکتها در بازار سرمایه است، توانسته به اندازه تورم رشد کند یا نه، گفت: در بلندمدت وقتی ارزیابی میکنید بازدهی بازار سرمایه نسبت به تورم بازدهی بالاتری بوده است.
