این شکاف، توجه را به کالایی استراتژیک بدل کرد که صنایع رسانهای و پلتفرمهای دیجیتال مدلهای تجاری خود را بر پایه آن ساختند. مایکل گلدهابر در مقالهای در Wired استدلال کرد اقتصاد امروز نه «اقتصاد اطلاعات» بلکه «اقتصاد توجه» است؛ زیرا توزیع اطلاعات ارزان است اما توان تمرکز ذهنی کمیاب. او توجه را واحدی واقعی از ارزش دانست که مبادله و انباشت میشود و هر تعامل دیجیتال انتقالی از آن است. اقتصاد توجه ساختاری متفاوت از اقتصاد سنتی دارد و به تمرکز شدید توجه در دست اقلیتی محدود منجر شده است.
الگوریتمهای شبکههای اجتماعی این تمرکز را تشدید کرده و محتوا یا افراد خاص را برجسته میکنند، درحالیکه اکثریت در حاشیه میمانند. پیامدهای این وضعیت از قطبیسازی و اخبار جعلی تا تهدید تنوع فرهنگی گسترده است. اقتصاد توجه تنها رقابت برای دیدهشدن نیست؛ بلکه بنیان قدرت شرکتهای فناوری است که از مدیریت جریان توجه جهانی ثروتی بیسابقه به دست آوردهاند. ازاینرو، این مفهوم چارچوبی کلیدی برای تحلیل مناسبات رسانهای، تبلیغاتی و سیاسی است. پیامدهای اخلاقی و اجتماعی آن، از اعتیاد دیجیتال تا سلطه فرهنگی، ضرورت بازنگری در توسعه دیجیتال را برجسته کرده و مسیر گذار به «اقتصاد خلاق» را ترسیم میکند؛ الگویی که خلاقیت و توانمندسازی جوامع را محور ارزشآفرینی قرار میدهد.
