«مصلحت» نمیگوید وضعیت عدالت امروز در قوه قضاییه ما این است. بلکه «مصلحت» میگوید «باید چنین باشد» و این «باید» تمامی سخن است.
سوره سینما – یاسر عرب : شاید بهتر بود بهجای «مصلحت» نام این فیلم گذاشته میشود «کاش اینگونه میبود!» کاش واقعاً دنیای واقعی و آنچه در حوزهٔ عدالت بر سر این مردم رفت همینقدر با نظامِ «علی و عقیل» برابری میداشت. کاش عدالت رسانهای چنین بود که یک ملی-مذهبی هم میتوانست در مورد عدالت با نگاه خودش فیلم بسازد و نمایش دهد و کاش او هم به منابع مالی حوزه هنری دسترسی داشت. کاش یکدهم پروندههای قوه قضاییه اینگونه با عدالت علوی همسنخ بود و کاش و کاش و کاش و همهٔ سخن نگارنده در مورد همین «کاش» است… .
یکلحظه مصلحت را کنار بگذاریم تا به یاد بیاوریم، جامعهشناسان «واقعیت» را بهمثابه آنچه هست و «حقیقت» را بهمثابه آنچه باید باشد استخدام میکنند. و اینگونه است که سینمای داستانی وظیفه دارد واقعیت را به سمت حقیقت تعالی دهد. سینمایی داستانی رسالتی جز نشان دادنِ آرزوی بشری و بازسازی جهان مثلها ندارد. این سینما باید واقعیت را در استخدام حقیقت درآورد و «آرزو» بسازد. دقیقاً بهعکس سینمای مستند که قرار است مسئلهشناسانه واقعیت را کنکاش کند و پیچیدگی پدیدههای اجتماعی را واکاوی نماید. هرچقدر سینمای مستند باید افشاکننده، تلخ، پرامبلماتیک، و ضربهزننده باشد سینمای داستانی باید بتواند «جهان نو» خلق نماید و «رؤیا» تولید کند.
