
در دوره محدودیت اینترنت بینالملل، فضای عمومی کشور با یک آزمون عملی کمسابقه مواجه شد؛ آزمونی که نه فقط به زیرساختهای فنی، بلکه به کیفیت حکمرانی دیجیتال، میزان آمادگی نهادی و بلوغ اکوسیستم خدمات داخلی مربوط میشد. در این مقطع، توجه افکار عمومی، فعالان اقتصاد دیجیتال و حتی کاربران عادی بیش از هر زمان دیگری متوجه «عملکرد پلتفرمهای داخلی» و «تابآوری شبکه ملی اطلاعات» شد. بسیاری از پرسشها از سطح مباحث نظری و اسنادی عبور کرد و به سطح تجربه زیسته کاربران رسید.
آیا در غیاب سرویسهای خارجی، خدمات حیاتی همچون پرداخت، حملونقل، آموزش، ارتباطات و دسترسی به اطلاعات میتوانند پایدار بمانند؟ آیا شبکه داخلی صرفا یک زیرساخت فنی است یا میتواند تجربه کاربری قابل اتکا و قابل پیشبینی فراهم کند؟
