فیلم گرسنگی ساختن، گرسنهکشیده میخواهد یا اهل جهان کارگری از طریق پژوهش و پیوند خوردن با این اصلیترین طبقه مولد جامعه. نمیشود با سرمایه ضدتولید معاشقه کرد و برای گرسنگان اشک ریخت.
سوره سینما – محمدتقی فهیم :فیلم شیشلیک فاقد قواعد سینمای مدعی ژانر است. ادعایی که برخیها از پیش سعی کردند به آن الصاق کنند، یعنی کمدی سیاه!
عجب! حالا که فیلم را دیدیم نه کمدی است و نه سیاه و نه اساساً فیلمی که بدون اذیت به مخاطبش حال خوب ببخشد. بدتر از این، فیلم اذیت میکند. هیچچیزش درست نیست. فیلمساز نتوانسته حتی چند قاب زیبا و لذتبخش از منظر بصری بسازد. عقیم است. خنثی. بیبو. کمخاصیت برای کسانی که دنبال فیلم خوب و سینمای آرامبخش عمیق و معترض هستند. تعجب نکنید؛ فیلم میتواند آرامبخش باشد در عین اینکه عمیقاً مخاطبش را نسبت به اطرافش هشیار کند. او را در برابر ناملایمات اجتماعی ناشی از سوء سیستم ناراضی کند. چنین سینمایی هواخواه پیدا میکند. فیلمی که به خاطر ضعف در داستانپردازی و فقدان پرداخت و دوربین الکن بیکنشِ ناتوان در زیباییسازی، فقط دادوبیداد دارد. بازیگران در نبود شخصیت مجبورند شلنگتخته بیندازند و با انرژیسوزی مضاعف در مقام جبران کمکاری کارگردان و نویسنده برآیند؛ کاری که «رضا عطاران» در طول فیلم انجام داده است. او هرچه در چنته داشته به کار گرفته تا شاید مخاطبش را بگریاند، در بعضی لحظات به نیشخندش وادارد، ولی نمیتواند نه دلش را بسوزاند و نه از او لبخند بگیرد، چون شخصیتی در کار نیست. به ضربوزور دستاندازی خودش و مردم که نمیشود. مخاطب، آگاه و باهوش است و زود میفهمد که این بامبولبازیهای متأثر از لمپنیسم دلالی علیه او است. تا یکجاهایی میشود سر مخاطب کلاه گذاشت ولی برای همیشه نمیشود. اتفاقی که حالا در شیشلیک افتاده است. دست فیلمساز بالاخره رو شده که از هنر و خلاقیت در ارائه فیلمی با ریختوقیافه و خوشبصر ناتوان است.
