کسی فکرش را نمیکرد که دیزنی در اوایل سالهای هزاره سوم بتواند یک فیلم موفق تنها از یک بازی شهربازی بسازد و یکی از کاراکترهای آن فیلم را تبدیل به شخصیتی فوق محبوب کند؛ منظورم …
کسی فکرش را نمیکرد که دیزنی در اوایل سالهای هزاره سوم بتواند یک فیلم موفق تنها از یک بازی شهربازی بسازد و یکی از کاراکترهای آن فیلم را تبدیل به شخصیتی فوق محبوب کند؛ منظورم فیلم دزدان دریایی کاراییب است که توانست تبدیل به یک فرنچایز پولساز و محبوب شود و با جک اسپاروی خودش به زیبایی بدرخشد. حالا دیزنی همان سیاست را برای یک بازی دیگر در پارک تفریحی خود پیش گرفته و باید دید این بار هم موفق شده یا خیر.
داستان در اواسط قرن شانزدهم میگذرد. لیلی دختری ماجراجو است که به دنبال درختی افسانهای است تا بتواند به «اشک ماه» دست پیدا کند. این ماده بر اساس افسانهها و قصههای قدیمی میتواند درمان و مرهم بسیاری از مریضیها و بیماریها باشد و از آنجایی که سالیان سال کسی آن را پیدا نکرده، بیشتر دانشمندان و پژوهشگران آن را موضوعی تخیلی میدانند. لیلی نمیتواند از انجمنهای مخصوص بودجه یا چراغ سبز بگیرد تا به دنبال ماجراجویی برود، چرا که اولا یک زن است (این مساله در قرن ۱۶ام کاملا طبیعی به نظر میرسد) و دوما ماجرایی که تعریف میکند بسیار خیالی به نظر میرسد.
