کریسمس امسال بجای بابانوئل به میهمانی شیطان میرویم!
خیلی وقتها برایم این پرسش پیش میآید که آیا این ما هستیم که به اعمال خود جهت میدهیم یا نیرویی جادویی، خارج از ارادهی ما به شکلگیری هر اتفاق جهت میدهد؟ جواب به این مسئله برایم حیاتیست اما نمیتوانم هرگز مطمئن آن را پاسخ بدهم. حتی در مهمترین کارها، زمانی که احساس میکنیم افسار اختیار خود را تماماً در دست داریم و این خود ما هستیم که دنیای پیرامون را شکل میدهیم، اتفاقی رخ میدهد که تمامیت این اراده را مورد پرسش قرار میدهد. فیلم Dear Santa از جهات متفاوتی قابل بررسیست، اما بیش از هر چیز جادوی فراطبیعی نهفته در پسزمینهی اتفاقات فیلم بود که من را تحت تأثیر قرار داد. در ادامه با ویجیاتو همراه باشید تا این فیلم را مورد بررسی قرار بدهیم.
لیام، گلپسری در کلاس ششم است که در یک کلام میتوان او را «گود بوی» معرفی کرد؛ آن پسری که همیشه در مدرسه ساکت مینشیند، دوستان کمی دارد، خیلی زود رنجیده میشود و از قضا با یک نگاه عاشق دختری میشود! لیام چنین شخصیتی دارد. او به بیماری دیسلکسیا یا خوانشپریشی مبتلاست و همواره کلمات را جابجا میخواند و میفهمد. شاید گاه بهنظر برسد که ایبلیسم در لابلای سکانسهای فیلم وجود دارد؛ گاه ناتوانی برخی شخصیتها مورد تمسخر قرار میگیرد یا شخصیتهای ترحمبرانگیز مورد سواستفادهی دیگران قرار میگیرند، اما فیلم تلاش میکند از این مورد استفاده کند تا داستان خود را شکل بدهد.
