
هنگام صحبت درباره فیلم گلادیاتور ۲ (Gladiator II) اولین سوالی که باید از خودمان و عوامل فیلم بپرسیم این است: چرا؟ حدود ۲۵ سال بعد از عرضه قسمت اول گلادیاتور که هم در گیشه و هم در جوایز با درخششهای زیادی همراه بود، «گلادیاتور ۲» قرار است چه چیز جدیدی اضافه کند؟ آیا ریدلی اسکات بعد از گذشت این همه سال، به بینش تازهای در مورد «گلادیاتور» رسیده و احساس کرده وقتش رسیده که قسمت دوم را بسازد؟ یا تهیهکنندگان فیلم به این نتیجه رسیدهاند که قسمت اول (که اتفاقا فروش چندان خارقالعادهای هم نداشت) ظرفیت تبدیل شدن به یک مجموعه فیلم را دارد و میتواند مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد؟ دلیلش هر چه که باشد، بعد از ۲۵ سال، با قسمت دوم یکی از خاطرهانگیزترین فیلمهای قرن بیست و یک طرف هستیم. دنبالهای که میتوان گفت به هر ترتیبی که شده موفق میشود گلیم خودش را از آب بیرون بکشد و جانشین قابل احترامی برای «گلادیاتور ۱» باشد.
گلادیاتور ۲ یک دنباله کاملا وفادار است که از حاشیههای بیدلیل خودداری میکند. نه به دنبال این است که برداشت جدیدی از جهان داستانی خود ارائه بدهد، و نه میخواهد با محافظهکاری افراطی، یک کپی صد درصد از قسمت اول باشد.
«گلادیاتور ۲» با وجود تمام نکات مثبتش، تنها یک دنباله محترم است و بعید است بتواند آن جایگاه رفیع «گلادیاتور ۱» را کسب کند و در قلب فیلمبازها جای بگیرد.
