نقد فیلم نیم شب ساخته محمد حسین مهدویان/ تعلیق ملی در قاب کارگردانی و خلأ در استخوان‌بندی روایت

مهم‌ترین امتیاز «نیم‌شب» در طراحی موقعیت مرکزی آن است: بمبی عمل‌نکرده در بیمارستان، و قهرمانی که هم‌زمان با مأموریت خنثی‌سازی، با مرگ تدریجی همسرش در ICU روبه‌روست.

مهم‌ترین امتیاز «نیم‌شب» در طراحی موقعیت مرکزی آن است: بمبی عمل‌نکرده در بیمارستان، و قهرمانی که هم‌زمان با مأموریت خنثی‌سازی، با مرگ تدریجی همسرش در ICU روبه‌روست.

جوان آنلاین: نیم‌شب تازه‌ترین ساخته محمدحسین مهدویان، تلاشی است برای روایت یکی از حساس‌ترین بزنگاه‌های معاصر؛ جنگ ۱۲روزه ایران و رژیم صهیونیستی. فیلم از همان ابتدا تکلیف خود را روشن می‌کند: نه قصد بازسازی قهرمانانه کلاسیک دارد و نه می‌خواهد به دام شعار بیفتد. مهدویان همچنان به جهان آشنای خود وفادار است؛ جهانی که در آن مرز میان مستند و درام، واقعیت و بازسازی، عمداً مخدوش می‌شود. همین انتخاب، مهم‌ترین نقطه قوت فیلم است، هرچند فیلمنامه نتوانسته هم‌پای کارگردانی حرکت کند.

مهم‌ترین امتیاز «نیم‌شب» در طراحی موقعیت مرکزی آن است: بمبی عمل‌نکرده در بیمارستان، و قهرمانی که هم‌زمان با مأموریت خنثی‌سازی، با مرگ تدریجی همسرش در ICU روبه‌روست. این دوگانه‌ی تعلیق بیرونی و بحران درونی، ظرفیتی بالقوه برای خلق یک درام نفس‌گیر فراهم می‌کند. مهدویان در اجرا، به‌ویژه در میزانسن‌ها، کنترل فضا و هدایت حس اضطراب، نشان می‌دهد که همچنان کارگردانی مسلط است. دوربین ناآرام، قاب‌های تنگ، نور‌های سرد و حذف هرگونه اغراق بصری، به شکل مؤثری فضای ناامن و معلق فیلم را می‌سازد.

در ادامه‌ی مسیر فیلم‌سازی مهدویان از «ایستاده در غبار» تا «ماجرای نیمروز» و «رد خون»، «نیم‌شب» نیز بر همان رگه‌ی مستندگرایی استوار است. استفاده از بازیگران عمدتاً ناآشنا، پرهیز از ستاره‌سازی (به‌جز حضور کوتاه و فرعی الناز ملک) و تأکید بر تیپ‌های واقعی به‌جای شخصیت‌های اغراق‌شده، به باورپذیری جهان فیلم کمک کرده است. این انتخاب، به‌ویژه در موضوعی به این میزان حساس و ملتهب، تصمیمی آگاهانه و قابل دفاع است.

اما درست در همین‌جا، ضعف فیلمنامه خود را نشان می‌دهد. مشکل اصلی «نیم‌شب» نه ایده است و نه جهان داستانی، بلکه انباشت خرده‌روایت‌ها و شخصیت‌هایی است که کارکرد دراماتیک روشنی ندارند. فیلم مدام از مسیر اصلی منحرف می‌شود؛ روایت‌هایی فرعی معرفی می‌شوند که نه به تعلیق مرکزی کمک می‌کنند و نه به عمق روانی قهرمان. نتیجه، افت ریتم و فرسایش تدریجی تمرکز مخاطب است؛ به‌طوری که فیلم دست‌کم به ۲۰ دقیقه تدوین مجدد نیاز دارد تا به استخوان‌بندی منسجم‌تری برسد.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *