
زنجیرهفیلمهای غارتگر همواره بر یک ایدهی ساده اما مؤثر بنا میشدند: موجودی بیگانه، یک شکارچی بیرحم، وارد قلمرو انسان میشود و بازی مرگباری را آغاز میکند که در آن، بقا تنها از مسیر غریزه و هوش به دست میآید. این فرمول در دههی هشتاد میلادی کارآمد بود، در دهههای بعد تکرار شد، و بهتدریج به مرز فرسودگی رسید. فیلم غارتگر: سرزمینهای بد (Predator: Badlands) در چنین شرایطی وارد میدان شده است،؛ زمانی که نه خود شکارچی ایدهای تازه است و نه میدان شکار.
«سرزمینهای بد» شاید فیلم کاملی نباشد، شاید همهی مخاطبان را راضی نکند، اما بدون تردید، به خاطر تلاش برای بازاندیشی در سینمای دنبالهمحور و زنجیرهمحور امروز، شایستهی تحسین است.
