نقد فیلم «رقص باد»/ معلق میان رئالیسم جادویی و سکون روایی

در «رقص باد» رگه‌های سیال ذهن و رئالیسم جادویی بیشتر، نشانه می‌مانند؛ و این یعنی فیلم نه آن‌قدر واقع‌گراست که ملودرامش استخوان داشته باشد، نه آن‌قدر جادویی است که منطق رویا را کامل کند.

در «رقص باد» رگه‌های سیال ذهن و رئالیسم جادویی بیشتر، نشانه می‌مانند؛ و این یعنی فیلم نه آن‌قدر واقع‌گراست که ملودرامش استخوان داشته باشد، نه آن‌قدر جادویی است که منطق رویا را کامل کند.

جوان آنلاین: مشکل اصلی «رقص باد» این نیست که آهسته است؛ مشکلش این است که اغلب نمی‌تواند ثابت کند چرا باید این‌همه آهسته باشد. فیلم می‌خواهد از دل یک عاشقانه‌ی دیررس، به تاریخ، جنگ، آیین، و حتی رئالیسم جادویی پل بزند؛ اما نتیجه در بسیاری از لحظات شبیه مجموعه‌ای از نیت‌های خوب است که کنار هم چیده شده‌اند بی‌آن‌که یک موتور دراماتیک پیوسته آنها را پیش ببرد. فیلم از همان ابتدا با حال‌وهوا”جلو می‌رود: جنوب، ساحل، لنج، هتل، باد. ولی سینما فقط حال‌وهوا نیست؛ نسبت حال‌وهوا با کنش است. وقتی کنش کم‌جان باشد، حال‌وهوا هم به‌جای تبدیل شدن به فضا، تبدیل می‌شود به تزئین.

یونس در روز‌های جنگ دوازده‌روزه به جزیره می‌آید و نهایتاً معلوم می‌شود سال‌ها پیش شهید شده و بازگشتش حضوری روح‌وار بوده است. این ایده به خودی خود جذاب است: مرده‌ای که برمی‌گردد نه برای ترساندن، بلکه برای وداع. اما ایده زمانی اثرگذار می‌شود که فیلم بتواند دو کار را همزمان انجام دهد: اول اینکه:تماشاگر را به اندازه کافی در واقعیت نگه دارد، دوم: در عین حال، آرام‌آرام به او اجازه دهد حضورغیرواقعی را بپذیرد.

در «رقص باد» رگه‌های سیال ذهن و رئالیسم جادویی بیشتر، نشانه می‌مانند؛ و این یعنی فیلم نه آن‌قدر واقع‌گراست که ملودرامش استخوان داشته باشد، نه آن‌قدر جادویی است که منطق رویا را کامل کند. نتیجه یک منطقه‌ی خاکستری است که می‌تواند برای مخاطب جشنواره‌ای ظریف به نظر برسد، اما برای بسیاری از تماشاگران، ناتمام و مبهم تلقی می‌شود.

کندی روایت هم از همین ناتمام‌بودن تغذیه می‌کند. کندی وقتی زیبایی‌شناسانه است که هر مکث، اطلاعات یا احساس تازه‌ای تولید کند. اما وقتی مکث‌ها تکراری شوند، تماشاگر حس می‌کند فیلم دارد زمان را پر می‌کند، نه زمان را می‌سازد. نمی‌شود این واکنش را صرفاً به کم‌حوصلگی مخاطب تقلیل داد؛ چون خود فیلم با انتخاب‌های ریتمیکش مسئول است که مخاطب را شریک این زمان کش‌دار کند. اگر فیلمنامه نتواند در دل هر سکانس یک پرسش یا تغییر تازه ایجاد کند، ریتم آهسته به سرعت به ریتم فرسایشی تبدیل می‌شود.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *