
در سالهای اخیر، جهان سینمایی مارول که زمانی بیرقیب و مسلط بر گیشهها بود، در بحث روایت و ساختار خود، با چالش مواجه شده است. از افول تدریجی قهرمانان کلاسیک گرفته تا تنوعطلبی در لحن و ژانر، از جمله مشکلات این جهان هستند، جهانی که به دنبال احیای خود از مسیرهای تازهتری است. تاندربولتز* (Thunderbolts*) به کارگردانی جیک شرایر، یکی از جدیترین تلاشهای این استودیو برای فاصلهگیری از فرمولهای قدیمی و بازتعریف مفاهیم قدرت، وفاداری و هویت در بستری خشنتر و واقعگرایانهتر است. فیلمی که اگرچه ممکن است در برخی ساختارها هنوز به همان ریتم استاندارد مارول وفادار بماند، اما جسارت آن در پرداخت ضدقهرمانان، و روایتگری از دل زخمها و شکستها، آن را به اثری قابل تأمل در مسیر تحول این مجموعه بدل کرده است.
«تاندربولتز*» برخلاف بیشتر فیلمهای اخیر مارول که با تهدیدهای کیهانی، جهانهای موازی و سفر در زمان گره خورده بودند، به یک فضای خالصتر و زمینیتر بازمیگردد. مأموریت اصلی این تیم نه نجات کهکشان، بلکه مهار یک خطر در دل جهان انسانی است.
