
فصل سوم سریال چرخ زمان (The Wheel of Time) از ریف جادکینز، یک گام بلند در مسیر دشوار اقتباس از رمانهای فانتزی عظیم رابرت جردن است؛ مجموعهای که همچون خود زمان، بیپایان بهنظر میرسد، و هر فصل از آن، نهتنها یک رویداد روایی، بلکه آزمونی برای سنجش وفاداری، خلاقیت و جسارت اقتباسگران به شمار میآید. در این فصل، جادکینز با تمرکز عمده بر کتاب چهارم مجموعه یعنی «طلوع سایه»، تلاش کرده است تا یکی از پیچیدهترین مراحل داستان را با ترکیبی از وفاداری روایی و آزادی اقتباسی به تصویر بکشد. اما آیا او در این کار موفق شده است؟ همچون بسیاری از سوالات بنیادین این سریال، پاسخ به این پرسش هم همزمان مثبت و منفی است.
در مجموع، فصل سوم «چرخ زمان» نسبت به دو فصل گذشته گام بلندی بهسوی بلوغ روایی برداشته است. نهتنها شخصیتها عمق بیشتری یافتهاند، بلکه ساختار داستان نیز انسجام نسبی بیشتری پیدا کرده است.
