«یدو» از مقدمهچینی، ایجاد ضرورت، غرق شدن در خردهداستانهای ناکارآمد رنج میبرد. بازیهای خوب بازیگران با شوخیهایی که خارج از دهان شخصیتهاست و از بیرون به درون متن آمده بیثمر میشود.
سوره سینما – سیدسعید هاشمزاده :یک : یدو ایده داستانی جذابی دارد. خانوادهای که در اوایل جنگ هشتساله تن به ترک شهرش نمیدهد. این ایده تکخطی در خود کشمکشی غنی و پرتنش دارد. فیلم هم با همین کشمکش از آغاز تا پایانش دستوپنجه نرم میکند. فیلم دوم «مهدی جعفری» در داستان بشدت جلوتر و با ایدهای نابتر روبهروست. ایدهای که منجر میشود دلهره و تنش بتواند هرلحظه در داستان شدتش بیشتر و بیشتر شود.
دو: اما یدو تنها یک ایده دارد و داستانپردازی یک ایده نیازمند داستانهای فرعی قانعکننده، پرکشش و متصل به ایده اصلی است و نیز شخصیتهایی که هرکدام در شبکه خردهداستانها و روایت قابلقبول و مؤثر باشند. یدو داستان دوم یا لایه دوم داستانی پرکششی ندارد. پر از خردهقصه است که در بستر ایده اولیه تعریف میشود اما نمیتواند همطراز با آن جذابیت ایجاد کند. بهعنوانمثال ایده داستانی بُز شیردهی که برای کاراکتر مادر ارزشمند است بااینکه در لایه دوم داستانی میخواهد پراهمیت جلوه کند بدون ضرورت باقی میماند، ما نمیتوانیم ضرورت علاقه مادر یدو به آن را بیابیم همانطور که ماندن مادر یدو تا مرز قانعکنندگی برای ما پیش میآید اما این اتفاق نمیافتد. فیلمنامه در ایجاد ضرورت است که نمیتواند ما را در اتصال به شخصیتهایش قانع کند.
