مأموریتهای رازآلود یک ابرکمپانی در دنیایی غریب و یخزده
(پیش از خواندن متن زیر، فصل دوم سریال Severance را کاملاً تماشا کنید، چرا که داستان آن اسپویل خواهد شد.)
ذهنِ تو را چگونه توصیف کنم؟ چگونه میتوانم از هزارتوی آن بیرون بیایم؟ دایرههای معماساز آن را به چه چیزی تشبیه کنم؟ چرخی که درون یک چرخ بزرگتر میچرخد؟ قرقرهای که بدون ابتدا یا انتها به کارش ادامه میدهد؟ توپبرفی بزرگی که از روی کوه مرتفعی میغلتد و با هر چرخش بزرگتر میشود؟ هر چیزی که دایرهوار میگردد و ذهنِ تو را در لووپی بیانتها قرار میدهد برای این تشبیه شاعرانه کاربرد دارد: چرخفلکی چرخان بر روی قرص ماه، ساعتی که با هر ضرب عقربههایش گذشته را تعریف میکند، سیبی چرخان در فضا، موجهای ریز در جریان آب، تونلی که در آن تونلی دیگر باز میشود؛ اما بیش از هر چیز ذهن تو شبیه به آسیاببادیست. سریال Severance با فصل دوم بدین ترتیب به انتها رسید؛ با موسیقی «آسیاببادیهای ذهن تو». در ادامه با ویجیاتو همراه باشید تا قسمتهای نهایی فصل دوم این سریال را بررسی کنیم.
