
به گزارش فرارو، هرچند نام او در مقام تهیهکننده ثبت شده اما اثر انگشتش تقریبا بر تمام اجزای سریال دیده میشود؛ از معماری روایت و فضاسازی گرفته تا شیوه مواجهه با فساد، قدرت و فروپاشی اخلاقی.
این شباهت در ابتدا به سود «کوری» تمام میشود. سریال همان واقعگرایی تلخ و نگاه اجتماعی را که در آثار دانشی دیدهایم، به قالب یک تریلر جنایی منتقل میکند اما هرچه داستان جلوتر میرود، همین نزدیکی به بزرگترین مانع هویتیابی آن تبدیل میشود.
سریال «کوری» هنوز موفق نشده صدای مستقل خودش را پیدا کند. سریال بیش از آنکه شخصیتی تازه از خود نشان دهد، شبیه امتداد جهانبینی آشنای دانشی است. در این جهان حقیقت همیشه پشت لایههای فساد پنهان شده و هیچ شخصیت پاک و بیگناهی وجود ندارد. این رویکرد همچنان جذاب است اما وقتی اثر نتواند فاصلهای میان خود و الگوی الهامبخشش ایجاد کند مرز میان ادای دین و وابستگی بیش از حد به سرعت محو میشود.
پیچدگی طولانی معماها
مشکل اصلی اما از جایی آغاز میشود که معمای مرکزی دیگر پیچیدهتر نمیشود بلکه تنها طولانیتر میشبر مرگ نوید نمونهای از بازی کنترلشده و دقیق است. اجرای او بدون توسل به احساساتگرایی اندوه را به شکلی ملموس منتقل میکند و یکی از معدود لحظاتی است که سریال کاملا بر احساس مخاطب مسلط میشود.
در کنار این موارد «کوری» از یک ضعف فنی آزاردهنده نیز رنج میبرد. صداگذاری مجدد دیالوگها در بسیاری از صحنهها آنقدر آشکار است که توهم واقعگرایی سریال را از بین میبرد. برای اثری که بخش مهمی از تاثیرش را از اتمسفر خود میگیرد چنین نقصی تنها یک ایراد فنی نیست بلکه ضربهای مستقیم به تجربه تماشاگر است.
سریال «کوری» هنوز تمام سرمایه لازم برای تبدیل شدن به یکی از تریلرهای مهم شبکه نمایش خانگی را در اختیار دارد اما این سرمایه زمانی به نتیجه خواهد رسید که سریال جرات فاصله گرفتن از سایه کاظم دانشی را پیدا کند. در غیر این صورت اثری که با وعده یک معمای پیچیده آغاز شد، ممکن است در پایان نه به خاطر پاسخهایش، بلکه به خاطر فرصتهایی که از دست داد، در ذهن مخاطب باقی بماند.
