1405/06/11 16:50

داستان، در تهران قدیم شکل میگیرد؛ جایی که محبوبه، دختر خانوادهای متمول و برخوردار، دل به رحیم، شاگرد نجار، میبازد. این علاقه از همان ابتدا با مخالفت خانواده و تفاوت آشکار جایگاه اجتماعی دو شخصیت روبهروست. محبوبه تصور میکند عشق میتواند فاصله میان دو جهان متفاوت را از میان بردارد، اما داستان به تدریج نشان میدهد که ازدواج تنها ادامه یک رابطه عاشقانه نیست و تفاوت در فرهنگ، سبک زندگی، نگاه به خانواده و انتظارات طرفین میتواند تصویری کاملاً متفاوت از آینده بسازد.
همین نقطه، مهمترین ویژگی محتوایی «بامداد خمار» را شکل میدهد. سریال در ظاهر یک عاشقانه تاریخی است، اما در لایه زیرین درباره انتخاب و پیامدهای آن صحبت میکند. مسئله اصلی تنها این نیست که محبوبه چه کسی را دوست دارد؛ بلکه این است که آیا شناخت کافی از فرد مورد علاقهاش دارد و آیا برای مواجهه با واقعیت زندگی مشترک آماده است یا خیر. از این منظر، فاصله میان «عشق» و «شناخت» به یکی از محورهای اصلی روایت تبدیل میشود.
انتخاب نرگس آبیار برای کارگردانی نیز در شکلگیری فضای اثر تأثیرگذار بوده است. کارگردان تلاش کرده است که دوره تاریخی داستان را با طراحی صحنه، لباس، گریم و میزانسن بازسازی کند. این بخش از سریال در بسیاری از گزارشها و نقدها به عنوان یکی از نقاط قوت آن مطرح شده است. جزئیات بصری، فضای خانهها و بازار و همچنین موسیقی، به ایجاد حالوهوای نوستالژیک کمک کردهاند و باعث شدهاند سریال از نظر ظاهری هویت مشخصی پیدا کند. در برخی ارزیابیها حتی فضاسازی و انتخاب بازیگران از مهمترین عوامل موفقیت فصل نخست عنوان شدهاند.
