جواد رزاقیزاده به عنوان کارگردان «آسانسور» خیلی خوب و هوشمندانه توانسته است به زندگی محمد صابری بار دراماتیک دهد و در مدت یک ساعت، مروری بر زندگی پرمرارت او داشته باشد، ضمن اینکه بازیگربودن محمد صابری و حس آشنایی مخاطب با او و سریال، کمک زیادی در همراه شدن مخاطب با سوژه مستند میکند.
جوان آنلاین: مستندهای اجتماعی برای همراهکردن مخاطبشان باید داستانهایی متفاوت و شخصیتهایی متمایز داشته باشند. حالا هر چقدر این داستان و شخصیت متفاوت و متمایز باشد، قدرت درگیرکردن آن خیلی بیشتر میشود.
مستند «آسانسور» که در جشنواره حقیقت امسال حضور دارد، تمام شاخصههای لازم را برای دیدهشدن و جذب مخاطب دارد. این مستند به سرگذشت عجیب و دراماتیک محمد صابری، یکی از بازیگران سریال «یاغی» میپردازد که توانسته است پس از سالهای طولانی خودش را از دام اعتیاد نجات دهد و تولدی دوباره داشته باشد، اما این تولد دوباره برای محمد صابری بدون درد و رنج نبوده است. او در سالهای سیاه اعتیادش، زن، فرزند و خانوادهاش را از دست داده و بازی در سریال «یاغی» به او امکانی دوباره برای پیداشدن خودش در زندگی میدهد. در «آسانسور» ما رنجهای آدمی را میبینیم که هرلحظه برای ساختن دوباره زندگی و حفظ شخصیت اجتماعی و پاک ماندن تلاش میکند؛ تلاشی که برای محمد صابری به این راحتیها نیست و هر لحظهاش با درد، رنج و سختی همراه است.
جواد رزاقیزاده به عنوان کارگردان «آسانسور» خیلی خوب و هوشمندانه توانسته است به زندگی محمد صابری بار دراماتیک دهد و در مدت یک ساعت، مروری بر زندگی پرمرارت او داشته باشد، ضمن اینکه بازیگربودن محمد صابری و حس آشنایی مخاطب با او و سریال، کمک زیادی در همراه شدن مخاطب با سوژه مستند میکند. صابری در فیلم از خاکستر خودش، انسان دیگری بنا میکند و فرصت بازی در سریال «یاغی» و آشنایی با هنرمندانی مثل محمد کارت و علی شادمان به او تشخص و هویت تازهای میدهد.
او در زندگی مسیر پرچالشی را پیموده و امیدوار است پس از اعتیاد و کارتنخوابی، بالاخره زندگی روی خوشش را به او نشان میدهد. حسرت ۱۳ ساله ندیدن پسر، مهمترین دغدغه و دلتنگی صابری است. پسرش مهمترین انگیزه او برای ادامه دادن و پاک ماندن و بازی در سریال است. او در نهایت در پشت صحنه سریال موفق میشود پسرش را پس از سالها ببیند و یکی از احساسیترین صحنههای مستند را رقم میزند.
