
فیلم سینمایی «کوچ» ساخته محمد اسفندیاری که با تمرکز بر سالهای کودکی و نوجوانی سردار شهید حاج قاسم سلیمانی ساخته شده است، عمداً از الگوهای مرسوم ژانر زندگینامهای فاصله میگیرد تا ریشههای قهرمانی را در بستر خانواده و جغرافیای محروم روستایی جستوجو کند.
کارگردان، «کوچ» را نه یک حرکت فیزیکی صرف، که استعاری از حرکت انسان برای بزرگ شدن میداند. این نگاه مفهومی، نقطه قوت اصلی و هم زمان، منشأ برخی کاستیهای روایی فیلم است. «کوچ» در مسیر خود برای تبدیل رنج روستایی به سرآغاز یک افسانه، در میانه راه میان واقعیت اجتماعی و روایت نمادین معلق میماند و در این میانه، برخی از وعدههای دراماتیک خود را محقق نمیسازد.
اقدام جسورانه اسفندیاری در به خدمت گرفتن بازیگران بومی و نابازیگر، فیلم را در نیمه اول خود به اثری صمیمی و باورپذیر تبدیل کرده است. صحنههای زندگی روستایی در «قنات ملک» کرمان، با همه مشقت ناشی از وام بانکی، بیماری دامها و بلایای طبیعی چون سیل، آکنده از جزییات اصیلی است که بیش از هر دیالوگی، فقر و مقاومت را روایت میکنند.
