نقدی بر سریال جدید فیلم‌نت؛ قصه‌ای که بارها دیده‌ایم / «بی‌عاطفه»؛ از اشک مصنوعی تا قهرمان اغراق‌آمیز

۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ – ۱۸:۵۶

سریال بی عاطفه

«بی‌عاطفه» با داستانی کهنه و حال‌وهوای ملودرام‌های اغراق‌آمیز هندی، تلاش می‌کند شوکه کند اما در تکرار کلیشه‌ها گیر می‌افتد؛ نتیجه، روایتی قابل‌حدس که بیشتر خسته می‌کند تا هیجان‌زده.

سرویس فرهنگ و هنر مشرق – سریال «بی‌عاطفه» اثری که نه تنها هیچ عاطفه‌ای برنمی‌انگیزد، بلکه با نامش خودش را لو می‌دهد: بی‌عاطفه‌ترین محصول ممکن از یک پلتفرم خسته و بی‌رمق که انگار فقط برای پر کردن قرارداد و گرفتن چک پلتفرم آمده تا آخرین رمق خلاقیتش را هم بسوزاند.

این سریال، با بازی رضا کیانیان، مریلا زارعی، حامد بهداد و تعدادی از چهره‌های تئاتری، قرار بود درامی خانوادگی-عاشقانه با پس‌زمینه تعارضات نسل‌ها و اشتباهات گذشته باشد. دو برادر (بهرام و کامران) که دشمنی قدیمی‌شان سایه‌ای بر عشق فرزندانشان انداخته. ایده‌ای که روی کاغذ می‌توانست به یک ملودرام پیچیده، پر از لایه‌های روان‌شناختی و نقد مناسبات قدرت در خانواده ایرانی تبدیل شود. اما در عمل، کارگردان و نویسنده‌اش امیرعباس پیام، چیزی ارائه کرده که بیشتر شبیه به یک سوپ هندی-ایرانی رقیق‌شده با فلاش‌بک‌هنسیل هدررفته باقی نمی‌گذارد.

«بی‌عاطفه» نه به ما یادآوری کرد که چگونه اکوسیستم شبکه نمایش خانگی، از دل طنز تلخ و نقد به دام ملودرام‌های آبکی و بی‌خاصیت افتاده است. این اثر، بیش از هر چیز، بی‌عاطفه‌ترین مجموعه نمایش خانگی است: بی‌عاطفه نسبت به مخاطب، بی‌عاطفه نسبت به جامعه، بی‌عاطفه نسبت به خود هنرنمایش. یک جسد هنری که فقط با نام کارگردان نفس مصنوعی می‌گیرد.

در نهایت، «بی‌عاطفه» باید به عنوان یک کیس مطالعاتی تدریس شود: چگونه یک کارگردان با سابقه، با انتخاب‌های اشتباه در فیلمنامه، کارگردانی محافظه‌کارانه، شخصیت‌پردازی سطحی و گریز از واقعیت، می‌تواند یک اثر کاملاً مرده بسازد. سریالی که نامش بهترین نقد خودش است. بی‌عاطفه.

منبع  : مشرق نیوز

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *