اگر شما هم نگران این هستید که در بحثهای گروههای دوستانه یا در سناریوی بدتر، وقتی بزرگترهای فامیل در دید و بازدیدها از سریال جدید حسن فتحی میگویند، چیزی برای گفتن نداشته باشید؛ نگران نباشید من فرشته نجات (یا عذاب؟) شما هستم. سریال ازازیل را اگر دیده باشید، این چند خط را در حالی خواهید خواند که سر به نشانهی تأسف تکان میدهید. سریال را اگر ندیده باشید، خوشحال خواهید شد که مجله بازار حاضر است برای تماشای آن به من پول بدهد تا شما مجبور نباشید وقت و هزینه صرف آن کنید.
صادقانه بگویم؛ خاطرم نیست چند قسمت از این سریال را دیدهام. در واقع یک جایی میانهی راه به این نتیجه رسیدم که پول ارزش اینهمه عذاب را ندارد و مطمئن شدم فتحی قرار نیست بعد از ]به فرض [۶ قسمتی که من دیدم، ناگهان معجزه کرده باشد. اما بیاید این «ماقبل مقوای» جدید را با هم بررسی کنیم. اگر سریال را ندیدهاید؛ من داستان آن را لو نمیدهم. ولی توصیه میکنم نبینید. (اصلاً داستانی هم ندارد که لو بدهم).
پریناز ایزدیار در سریال ازازیل
حیف این بازیگرای خوب…
سپاس از این صداقت. همین که فیلم رو ندیده نقد میکنید خیلی بامزه و جالبه. من هم اگر ساخته بهترین کارگردان رو تیکه و تیکه و دلبخواهی نگاه کنم حاصلش میشه تجربه شما.
فراستی هم یادمه فیلما رو نگاه نمیکرد میداد براش ببینن اما نقد میکرد. فعلا که «نقد» شده اس همین کاری که یه عده مثل شما انجام میدن. ولی ببین این چندتا خطی که مینویسید نقد نیست. نقد یک نوشته ساختارمند و نظاممنده نه ردیف کردن یه تعداد «خوشم اومد» «خوشم نیومد» و «بده» و «خوبه».
سریال کاملا بدون مقدمه و از قسمت اول شروع به ایجاد سوال می کنه، تا قسمت آخر هم ادامه میده و برای همه این سوالات هیچ پاسخی نمیده (بعید میدونم خود نویسنده هم پاسخی داشته باشه)
