
امیرعباس واسعیزاده
تیم ملی در جام جهانی نکات مثبتی هم داشت که پشت ادعاهای قلعه نویی و حجم محبوبیت او گم شد.
اگر فضای رسانهای ایران پر است از انتقادات نسبت به عملکرد تیم ملی، دلیلش فقط به رفتارهای شخص قلعه نویی برمیگردد. او که سه سال تمام فقط وعده داد و ادعا کرد و در این جام مشخص شد که هیچ تفاوتی با مربیان ۸۰ سال پیش سنتی در زمینهای خاکی ندارد. چه بسا اگر قلعه نویی این همه سال با مربیان بزرگ خارجی دشمنی نمیکرد، الان همین ۳ مساوی و لحظاتی که تیم ملی خوب بازی میکرد، به چشم میآمد.
اما وقتی کسی این همه سال نقاط مثبت مربیان دیگر مثل کیروش را ندیده، نمیتواند حالا گلایه کند که چرا نقاط مثبت تیمش را نمیبینند! حقیقت این است که تیم ما در جام جهانی نقاط مثبت و نکات امیدوار کننده هم داشت که پشت ادعاهای واهی، از دشمنی تا تبانی و وسط کشیدن پای خدا و سرنوشت و آزمونهای الهی، گم شد. نکاتی که اگر رفتار قلعه نویی-نه در تمام این ۴۰ سال، بلکه فقط همین دو سه سال اخیر- نرمال و عادی بود، حتماً رسانهها و کارشناسان رغبت میکردند به آن بپردازند.
