
به گزارش سرویس سیاسی تابناک، این سند، که برای منابع نفوذی در کشورهای مخالف آمریکا طراحی شده بود، فهرستی از ترفندهای ساده، اما ویرانگر را ارائه میداد تا سازمانها، ادارات و حتی جوامع را از درون متلاشی کند. از ایجاد کاغذبازیهای بیپایان تا ترفیع کارکنان ناکارآمد، این دستورالعمل نشان میداد که چگونه میتوان با ابزارهای روزمره، نظم را به هرجومرج بدل کرد؛ اما این تنها یک سوی ماجراست. در آن سوی جهان، کاگب (KGB)، سرویس اطلاعاتی شوروی، با شیوههای پیچیدهتر و نمونه¬های تاریخی نفوذ، نشان داد که خرابکاری و جاسوسی، هنری است که در هر دو بلوک شرق و غرب، ریشههای عمیقی دارد.
نظریه “ستون پنجم” در اینجا هم صدق میکند. چه با ترفندهای ساده CIA مثل تأخیر در کارها، چه با جاسوسان حرفهای کاگب، هدف این است که اعتماد و کارایی از بین برود. این شباهت نشان میدهد که جاسوسی و خرابکاری، فارغ از ایدئولوژی، یک بازی جهانی است.
آیا این ترفندها هنوز زندهاند؟
امروز، در عصر دیجیتال، این شیوهها تکامل یافتهاند. نفوذ سایبری، انتشار اطلاعات جعلی، و تضعیف روحیه عمومی از طریق شبکههای اجتماعی، نسخه مدرن همان دستورالعمل ۱۹۴۴ است. کاگب هم، اگرچه به FSB تبدیل شده، همچنان از روشهای قدیمیاش الهام میگیرد، برای نمونه اتهامات دخالت روسیه در انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا.
دستورالعمل خرابکاری CIA و شیوههای نفوذ کاگب، دو روی یک سکهاند: استفاده از ضعفهای انسانی و سازمانی برای فروپاشی دشمن. داستانهای ایمز، فیلبی و ستون پنجم نشان میدهند که نفوذیها از هر راهی (نیاز مالی، ایدئولوژی، یا اعتماد) وارد میشوند و با صبر و دقت، ضربه میزنند.
کوثر خسروی
