سالها تصور میکردیم مهمترین دارایی انرژی ایران، چاههای نفت و میدانهای گاز است. هنوز هم هر گاه از قدرت انرژی کشور سخن گفته میشود، حجم ذخایر زیرزمینی، ظرفیت صادرات یا موقعیت ایران در بازار جهانی نفت و گاز در مرکز بحث قرار میگیرد
بحث درباره هوش مصنوعی معمولا از دانشگاه، نیروی انسانی، داده، تراشه و سرمایهگذاری آغاز میشود. همه این عوامل ضروریاند، اما پیش از آنها مساله سادهتری قرار دارد: آیا شبکه برق میتواند بار سنگین و متمرکز مراکز داده را تحمل کند؟ کشورهایی که امروز برای جذب شرکتهای هوش مصنوعی رقابت میکنند، فقط بستههای حمایتی یا زمین ارزان پیشنهاد نمیدهند. آنها نیروگاه، پست برق، خطوط انتقال، باتریهای ذخیرهساز و حتی منابع اختصاصی انرژی برای مراکز داده طراحی میکنند. در برخی مناطق پیشرفته نیز رشد سریع این مراکز به افزایش قیمت برق و فشار بر شبکه منجر شده است. این تجربه نشان میدهد حتی اقتصادهایی که از شبکههای نیرومند برخوردارند، نمیتوانند زیرساخت هوش مصنوعی را بدون برنامهریزی انرژی توسعه دهند. برای ایران، مساله پیچیدهتر است. کشور هنوز در تامین پایدار برق مصرفکنندگان فعلی با مشکل روبهرو است. در تابستان، رشد مصرف خانگی و وسایل سرمایشی، صنایع را با محدودیت روبهرو میکند؛ در زمستان، کمبود گاز بر نیروگاهها فشار میآورد. خاموشی دیگر یک حادثه استثنایی نیست؛ به بخشی از محاسبات روزمره خانوار، تولیدکننده و صاحب کسبوکار تبدیل شده است. در چنین شرایطی، صحبت از تبدیل شدن ایران به قطب هوش مصنوعی، بدون حل مساله برق، بیشتر شبیه ساختن طبقه آخر ساختمانی است که پی آن هنوز کامل نشده است. میتوان متخصص تربیت کرد، شرکت دانشبنیان ساخت و درباره مدل بومی سخن گفت، اما زیرساخت محاسباتی بزرگ با برق ناپایدار سازگار نیست. مرکز داده را نمیتوان هر روز در ساعت اوج مصرف خاموش کرد و از صنعتی که به دسترسی پیوسته وابسته است، انتظار رقابت جهانی داشت.
نفرین تازه منابع
