«نفت‌کُش» روایت جهانی که در آن انسان یگانه و بی‌بدیل نیست

میلاد حسینی و نیوشا صادقان نویسندگان نمایشنامه «نفت‌کُش» معتقدند این اثر، فراتر از یک روایت علمی‌ـ‌تخیلی، بازتابی از بحران‌های اخلاقی، انرژی و هویتی جهان معاصر است؛ جهانی که در آن مرز میان انسان و ماشین، قهرمان و مجرم و بقا و انسانیت، بیش از هر زمان دیگری در حال فروپاشی است.
میلاد حسینی و نیوشا صادقان نویسندگان نمایشنامه «نفت‌کُش» معتقدند این اثر، فراتر از یک روایت علمی‌ـ‌تخیلی، بازتابی از بحران‌های اخلاقی، انرژی و هویتی جهان معاصر است؛ جهانی که در آن مرز میان انسان و ماشین، قهرمان و مجرم و بقا و انسانیت، بیش از هر زمان دیگری در حال فروپاشی است.

ناصر ارباب/صبا، نمایشنامه «نفت‌کُش» نوشته نیوشا صادقان و میلاد حسینی، با نگاهی ویران‌شهری به سال ۲۰۷۲ میلادی سفر می‌کند؛ جایی که بحران جهانی انرژی، انسان را به ماده‌ای برای بقا بدل کرده است. این اثر که نخستین نسخه آن در سال ۱۳۸۸ نوشته شده و پس از بازنویسی گسترده در سال‌های اخیر توسط نشر ثالث منتشر شده، علاوه بر پرداختن به مفاهیمی چون فروپاشی اخلاقی و ازخودبیگانگی، از منظر بهره‌گیری از هوش مصنوعی در تصویرسازی نیز تجربه‌ای متفاوت در حوزه نمایشنامه‌نویسی ایران به شمار می‌رود.
میلاد حسینی، نویسنده این اثر، درباره روند شکل‌گیری و انتشار «نفت‌کُش» گفت: «این نمایشنامه را نخستین‌بار در سال ۱۳۸۸ نوشتیم، اما به دلایل مختلف امکان انتشار آن فراهم نشد. در سال ۱۴۰۲ تصمیم گرفتیم متن را به‌طور کامل بازنویسی کنیم و این بازگشت، بیشتر از آنکه شبیه ویرایش باشد، شبیه دوباره زیستن در دل همان جهان تاریک بود.»
او با اشاره به فضای اثر افزود: «وقتی به متن برگشتیم، دیدیم بسیاری از چیزهایی که زمانی صرفاً حدس و گمان به نظر می‌رسیدند، امروز به واقعیت نزدیک شده‌اند؛ از بحران انرژی و تهدیدهای اتمی گرفته تا شکنندگی مرزهای اخلاقی و پیشرفت شتابان هوش مصنوعی.»
نیوشا صادقان نیز درباره ایده محوری نمایشنامه اظهار کرد: «نقطه آغاز «نفت‌کُش» شایعات و روایت‌های رسانه‌ای درباره روشی به نام آلکالاین هیدرولیز بود که گفته می‌شد می‌تواند مایعی شبیه نفت از خود بر جای بگذارد. ما این ایده را دستمایه خلق جهانی فرضی قرار دادیم؛ جهانی که در آن انسان برای بقا ناچار است از بسیاری از خطوط قرمز عبور کند.»
به گفته او، پرسش اصلی نمایشنامه، مرزهای انسانیت است: «دوست داریم مخاطب از خودش بپرسد انسانیت دقیقاً از کجا پایان می‌یابد؟ در «نفت‌کُش» بدن انسان به ماده اولیه حل یک بحران جهانی تبدیل می‌شود و این اتفاق نه در قالب خشونت آشکار، بلکه در هیأت مدال افتخار و قهرمان‌سازی رخ می‌دهد.»
حسینی درباره اتمسفر اثر نیز توضیح داد: «داستان در یک آزمایشگاه متروک در سال ۲۰۷۲ جریان دارد؛ جایی که دو برادر، یکی شیمی‌دان و دیگری روان‌شناس، مأمور استخراج نفت از بدن انسان‌ها هستند. برای آنکه این جهان تاریک برای مخاطب قابل‌تحمل‌تر باشد، از عناصر گروتسک و طنز سیاه استفاده کردیم. در این دنیا، دولت به دو برادر به‌خاطر این «دستاورد» مدال صلح می‌دهد؛ اتفاقی که تناقض بنیادین جهان نمایشنامه را آشکار می‌کند.»
وی همچنین درباره ساختار زبانی «نفت‌کُش» گفت: «این اثر را می‌توان تراژدی مدرنی دانست که زبان آن نیز دچار فروپاشی شده است. متن میان زبان فنی علم و زبانی روزمره، تکرارشونده و گاه لکنت‌زده در نوسان است؛ چراکه منطق علمی دیگر به‌تنهایی قادر به توضیح جهان نیست.»

منبع  : رسانه فرهنگ هنر صبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *