نظم منطقه ای در خاورمیانه چگونه بازآرایی می شود؟

مایکل برچر در تبیین بحران‌ها، چهار مؤلفه را از یکدیگر تفکیک می‌کند: پیدایش یا آغاز بحران، تصاعد، کاهش و در نهایت پیامدها و آثار آن. آنچه در اظهارات اخیر آقای قالیباف، رئیس مجلس، درباره تحولات منطقه و احتمال شکل‌گیری ترتیبات جدید اقتصادی و امنیتی مطرح شده، در واقع ناظر بر همین مرحله چهارم است.


دوشنبه 1405/06/02 ساعت 09:23

نظم منطقه ای در خاورمیانه چگونه بازآرایی می شود؟
مایکل برچر در تبیین بحران‌ها، چهار مؤلفه را از یکدیگر تفکیک می‌کند: پیدایش یا آغاز بحران، تصاعد، کاهش و در نهایت پیامدها و آثار آن. آنچه در اظهارات اخیر آقای قالیباف، رئیس مجلس، درباره تحولات منطقه و احتمال شکل‌گیری ترتیبات جدید اقتصادی و امنیتی مطرح شده، در واقع ناظر بر همین مرحله چهارم است.

نورنیوز-گروه سیاسی: اگر کشورهای منطقه در پی تحولات اخیر به سمت شکل‌دهی به ترتیبات جدید اقتصادی و امنیتی حرکت کنند، این تحول را نمی‌توان از پیامدهای جنگ چهل‌روزه منفک دانست. به نظر می‌رسد این تحولات بیش از هر چیز بازتاب تغییر در محاسبات راهبردی کشورهای منطقه است؛ محاسباتی که از یک سو بر تداوم و تقویت نقش و جایگاه ایران به‌عنوان یک قدرت مؤثر منطقه‌ای و از سوی دیگر بر تردید نسبت به توانایی ایالات متحده برای تضمین مطلق امنیت کشورهای منطقه استوار شده است.
برآیند این تحولات می‌تواند کشورهای منطقه را به سمت بازنگری در الگوی سنتی تأمین امنیت و حرکت به سوی نوعی موازنه قدرت سوق دهد. در این میان، اگرچه ایران برای بسیاری از کشورهای منطقه همچنان رقیبی جدی محسوب می‌شود، اما به نظر می‌رسد از منظر برخی از این کشورها، ماهیت و سطح رقابت با ایران با تهدیدی که از سوی اسرائیل احساس می‌شود، یکسان نیست. از سوی دیگر، تجربه تحولات اخیر این پرسش را نیز برای کشورهای منطقه ایجاد کرده است که حمایت امنیتی آمریکا تا چه اندازه پایدار و قابل اتکاست؛ به‌ویژه آنکه در صورت شکل‌گیری تقابل میان کشورهای عربی و اسرائیل، این نگرانی وجود دارد که واشنگتن در نهایت جانب اسرائیل را بگیرد. مجموعه این ملاحظات می‌تواند کشورهای منطقه را به سمت تنوع‌بخشی به گزینه‌های امنیتی و ایجاد سازوکارهای جدید برای حفظ موازنه قدرت سوق دهد. در چنین شرایطی، ترتیبات جدید منطقه‌ای احتمالاً بر چند پایه استوار خواهد بود: اول، توسعه همکاری و تعامل با ایران؛ دوم، حفظ مناسبات و همکاری‌های امنیتی با ایالات متحده؛ و سوم، تلاش برای جلب حمایت و مشارکت سایر قدرت‌های بزرگ از جمله چین و روسیه، در کنار قدرت‌های منطقه‌ای همچون مصر، پاکستان و ترکیه. به بیان دیگر، کشورهای منطقه ممکن است به جای اتکا به یک منبع واحد برای تأمین امنیت، به سمت متنوع‌سازی شرکای راهبردی و ایجاد نوعی موازنه میان قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای حرکت کنند.
بر این اساس، نظمی که ممکن است به‌عنوان یکی از پیامدهای جنگ چهل‌روزه در منطقه شکل بگیرد، احتمالاً نظمی چندبازیگری و مبتنی بر موازنه قدرت خواهد بود. در چنین نظمی، تأمین امنیت منطقه دیگر صرفاً در چارچوب روابط میان چند بازیگر محدود تعریف نمی‌شود، بلکه مجموعه‌ای از قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در شکل‌دهی به معادلات امنیتی و اقتصادی آن نقش خواهند داشت. افزایش تعداد بازیگران مؤثر می‌تواند به تدریج زمینه عبور از الگوی پیشین و شکل‌گیری نوعی نظم جدید را فراهم کند؛ هرچند تحقق چنین نظمی به چگونگی تعامل این بازیگران، میزان همپوشانی منافع آنها و توانایی‌شان برای مدیریت اختلافات و رقابت‌های موجود بستگی خواهد داشت.

منبع  : نور نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *