مقامات آمریکایی حداقل در سه دهه اخیر که با فروپاشی شوروی، بلوک شرق هم به گل نشست و نام هژمون و سرکرده دنیا را بر خود گذاشتند، به امر و نهی کردن و خطاب قرار دادن حکام سایر کشورها از موضع بالا عادت کرده بودند. تاریخ معادلات سیاسی سه دهه اخیر به یاد نمیآورد که یک مقام آمریکایی به سیاستمدار کشور دیگری موضوعی را دیکته کرده باشد و از او تمرد و نافرمانی سر زده باشد.
قاعده فوقالذکر شاید در معادلات میان آمریکاییها و شرکای اروپایی شان و یا کشورهای جنوب شرق آسیا و استرالیا و برخی کشورهای آمریکای جنوبی و حوزه کارائیب و شیخنشینهای کوچک حاشیه خلیج فارس صدق کند، اما پیرامون مقتدرترین و مستقلترین کشور منطقه غرب آسیا یعنی جمهوری اسلامی ایران و سردار رشید سپاه سرافرازش یعنی حاج قاسم سلیمانی صدق نمیکند.
نامهای که سردار آن را قابل باز کردن هم ندانست
روز شنبه دوم دسامبر ۲۰۱۷ (۱۱ آذر ۹۶) مایک پامپئو رئیس وقت سازمان سیا طی سخنانی در همایش سالیانه امنیت ملی ریگان در کالیفرنیای جنوبی ناخواسته به یک اعتراف تلخ (البته برای آمریکاییهای قلدر) تن داد و گفت: «درباره رفتارهای ایران در عراق نامهای را برای ژنرال سلیمانی نوشتهام، اما او نامه من را باز نکرده است».
