۱۴۰۲/۱۲/۰۹ ۱۱:۵۸

پرسش:
اصولاً در ایران جمهوریت و انتخاب مردم یک شوخی است و اصلاً مگر باوجود اصل ولایت مطلقه فقیه، میتوان جمهوریت داشت؟
پاسخ:
برخی افراد معتقدند اصل جمهوریت، یعنی محور بودن رأی مردم، باوجود حکومت ولایی قابلجمع نیست. آنها مدعی هستند که جمهوری در مفهوم، حاکمیت را از سوی شخص یا اشخاص یا مقامات خاص بهکلی منتفی و نامشروع میداند و هیچ شخص یا مقامی را جز خود مردم بهعنوان حاکم بر امور خود و کشور خود نمیپذیرد؛ بنابراین، این قضیه که «حکومت ایران حکومت جمهوری و در حاکمیت ولایتفقیه است»، معادل است با «حکومت ایران حکومت جمهوری است و اینچنین نیست که حکومت ایران حکومت جمهوری است» و چون رژیم جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن، کلاً در این قضیه مرکبه که فرمول تناقض منطقی است خلاصه میشود،… از هرگونه اعتبار عقلایی و حقوقی و شرعی خارج بوده و با هیچ معیاری نمیتواند قانونیت و مشروعیت داشته باشد.(1) ازاینرو، «اگر بخواهیم هم به ضوابط جمهوریت وفادار بمانیم و هم اهداف، ارزشها و احکام دین را رعایت کنیم و هم به ولایتفقیه تن بدهیم،… چارهای جز تصرف در پارهای از مبانی و ضوابط ولایتفقیه یا جمهوریت نداریم».(2)
بنابراین با توجه به قابلنگر عدم منافات آنها و نشاندهنده امکان انطباق آن دو با یکدیگر است؛(7) چراکه تمام ویژگیهای مهم یک نظام جمهوری، اعم از انتخابی بودن، محدود و موقت بودن دوره، موروثی نبودن و مسئول بودن نسبت به اعمال خود در جمهوری اسلامی وجود دارد. با این توضیح که اگر رهبری در نظام ولایی را نظیر رئیسجمهور در دیگر نظامهای جمهوری بگیریم، ولیفقیه در جمهوری اسلامی بهعنوان رهبر جامعه، غیرمستقیم از سوی مردم برای این جایگاه انتخاب میشود که شیوه انتخاب غیرمستقیم، امری معمول در سایر نظامهای جمهوریِ دنیاست. همچنین مدت رهبری او ازاینجهت که «مادامالشرایط» است و تا زمانی است که طبق اصل صد و یازدهم قانونی اساسی، شرایط بیانشده در اصول پنجم و صد و نهم قانون اساسی را دارا باشد و از دست ندهد، محدود و موقتی است.(8)
از طرفی ریاست او موروثی نیست و نسبت به اعمال خود مسئول است(9) و نهاد متولی نظارت بر عملکرد رهبر، یعنی مجلس خبرگان رهبری، در قالب کمیسیونهای تخصصی مختلف، طبق وظیفهای که قانون اساسی به او تکلیف کرده است، اعمال او را مورد بررسی قرار میدهد.
