صحبت از عدالت همواره از مسائل مورد توجه در موضوعات اقتصادی است؛ در واقع یکی از کلان مسائل حوزه اندیشه اقتصادی که بایدها و نبایدهای اقتصادی را معرفی کرده و فراتر از توصیف صرف پدیدههاست، به بحث درمورد عدالت معطوف میشود.
جوان آنلاین: صحبت از عدالت همواره از مسائل مورد توجه در موضوعات اقتصادی است؛ در واقع یکی از کلان مسائل حوزه اندیشه اقتصادی که بایدها و نبایدهای اقتصادی را معرفی کرده و فراتر از توصیف صرف پدیدههاست، به بحث درمورد عدالت معطوف میشود. اقتصاد در دو حوزه اقتصاد توصیفی positive economy و اقتصاد هنجاری normative economy به تحلیل پدیدهها میپردازد.
به گزارش فرهیختگان، اقتصاد توصیفی به مسائل اقتصادی از منظر علمی و تجربی پرداخته و اقتصاد هنجاری به مسائل از بعد تعریف بایدها و نبایدها برای نیل به آنها اشاره دارد. موضوع عدالت نیز ازجمله موضوعاتی است که به حد فاصل بین علم اقتصاد و بایدها و نبایدهای اقتصادی که از دل مکاتب و اندیشههای اقتصادی استخراج میشود شناخته میشود. درواقع عدالت ازجمله مباحثی است که هرچند تمام افراد از آن بهعنوان امری مطلوب سخن میگویند، اما اینکه منظور هر کدام از افراد از مفهوم عدالت چیست، به نوع نگاه آنان بستگی داشته و در آن تفاوت عقیده وجود دارد و نظریههای متفاوتی در طول تاریخ در رابطه با عدالت مطرح شده است. بر همین اساس اندیشمندان مختلف دیدگاههای متفاوتی نسبت به موضوع عدالت داشتهاند. در گزارش پیش با نگاهی به مفهوم عدالت در نظریات شهید صدر، به این سوال پاسخ داده میشود که این نظریه قابلیت اجراییشدن دارد یا خیر؟
برخی نظریههای عدالت در طول تاریخ
بر مبنای برخی نظریههای عدالت، فقر یک پدیده کاملا طبیعی است. از این رو نهتنها دولت نباید در این مورد دخالت کند بلکه حتی ممکن است کمک افراد خیر نیز توصیه نشود. طبق برخی نظریههای عدالت، حتی در بین خداباورانی در غرب و در شرق همچون تونسند (Townsend) که یک کشیش مسیحی بود وجود فقر، نوعی تقدیر الهی و بنابراین دخالت دولت برای محو فقر دخالت در مشیت الهی تلقی میشود. در مقابل، متفکر لیبرالی، چون رابرت نوزیک، گرچه با کمک داوطلبانه افراد به فقرا مخالف نیستند، ولی کمک دولت به فقرا از طریق اخذ مالیات از ثروتمندان را نوعی دزدی، یعنی نقض حق مالکیت خصوصی افراد میبینند. از سوی دیگر، متفکر لیبرال دیگری، چون جان رالز طبق اصول عدالت پیشنهادی خود معتقد است که دولت برای برقراری شرایط تساوی منصفانه فرصت در جامعه باید از ثروتمندان مالیات گرفته و این مالیات را صرف کمک به فقرا و تامین نیازهای اساسی آنان کند. رالز معتقد است که کمک به فقرا نهتنها عادلانه است بلکه بهخاطر نقش آن در انباشت سرمایه انسانی میتواند به رشد تولید نیز منجر شود.
سرانجام فان پاریس، فیلسوف و اقتصاددان بلژیکی معتقد است که برخلاف تصور رایج بخش زیادی از درآمد هر فرد محصول صرف تلاش وی نیست بلکه محصول انباشت منابع و عوامل تولید طی هزاران سال تمدن بشری است. بر این مبناست که وی نتیجه میگیرد همه افراد جامعه و نهفقط فقرا، حق دارند از یک درآمد پایه برخوردار شوند.
از طرفی در اسلام نیز نظریاتی در رابطه با مفهوم عدالت وجود دارد که از جمله مهمترین این نظریات به شهید صدر مرتبط است. نظریه عدالت شهید صدر که به نظریه تامینی-توزیعی معروف بوده در تلاش است تا از منظر اسلام به مقوله عدالت پرداخته و در ادامه آن، نحوه توزیع ثروت در جامعه، ارتباط تولید و توزیع در نظام اقتصادی، نقش مردم و دولت در اقتصاد و برطرف کردن نابرابریها و استفاده از منابع در دسترس را توضیح دهد.
نظریه تامینی-توزیعی شهید صدر
شهید صدر معتقد است که عدالت هم در ساحت فردی و هم در ساحت اجتماعی معنا دارد؛ بعد فردی عدالت به معنای رعایت حد اعتدال در شریعت و ساحت اجتماعی عدالت نیز شامل دو رکن تعادل اجتماعی و تامین اجتماعی است؛ البته رکن تامین اجتماعی خود به دو صورت مردمی و دولتی است که تفاوت آن در گستردگی این دو سویه است. از نگاه شهید صدر عدالت اجتماعی متقارن بـا نـوعـی تـوازن اجتماعی است و کارکرد رکن تامین اجتماعی، برگشت جامعه به توازن مورد هدف است. همچنین ایشان معتقد است که هر جا سخن از نظام اجتماعى اسلام و مکتب اجتماعى اصلاحگر آن است محور اصلى اندیشه عدالت اجتماعى است.
سوال اصلیای که در ذهن هر مصلح اجتماعی مطرح میشود این است که کدام نظام اجتماعی بین منافع فردی و مصالح جمعی سازگاری ایجاد میکند؟ در پاسخ به این سوال مکاتب مختلف پاسخهایی متفاوت ارائه میدهند؛ بهعنوان مثال مکتب سرمایهداری مشکل را در طبیعت و محدودیت منابع طبیعی میداند و از این جهت عمده تمرکز آن بر رفع این مشکل و ایجاد عدالت در جامعه است. مکتب سوسیالیسم نیز مشکل را در تناقض میان شیوههای تولید و روابط توزیع تلقی میکند و از این منظر به مقوله عدالت نگاه میکند. از طرفی شهید صدر معتقد است که مکتب اسلام مساله را در درون انسان میجوید و معتقد است که ظلم انسانها در توزیع نامناسب و نادرست جلوه میکند و ناسپاسی آنها در بهرهبرداری نکردن از طبیعت متبلور میشود.
مکتب، اصول و روش تنظیم حیات اقتصادی برای حل مشکلات اقتصادی است و در مکتب اقتصادی اسلام این اصول باید درباره مفهوم عدالت اجتماعی از دیدگاه اسلام باشد. همانطور که در مطالب پیشین عنوان شد اندیشه عدالت در نگاه شهید صدر حدفاصل میان علم و مذهب (مکتب) است. از این رو عدالت از مقوله عینی (objective) نبوده، در نتیجه قابل اندازهگیری یا آزمون با ابزارهای علمی متداول نیست؛ بنابراین مکتب، معرف شاخصهای غیرتجربی برای سنجش و تحلیل این مفهوم است. از همین روست که میتوان دریافت که چرا از نظر هر مکتب مفهوم عدالت متفاوت است و در طول تاریخ نیز نظریات متفاوتی در رابطه با عدالت مطرح شده است که حتی در تضاد و تقابل با هم هستند. البته شهید صدر معتقد است که تمایز میان علم و مذهب یک تمایز قطعی و عینی نیست بلکه نوعی تعامل میان این دو وجود دارد از همین رو قوانین علمی در اقتصاد سرمایهداری چهارچوبی مکتبی دارند.
از طرف دیگر شهید صدر بیان میکند که عدالت تنها یکی از ارکان اقتصاد اسلامی است؛ در واقع اصل عدالت اجتماعی در کنار اصل مالکیت چندگانه و اصل آزادی محدود اقتصادی، سه رکن اقتصادی هستند که در تعامل با هم قرار داشته و موجب تمایز مکتب اسلامی از سایرین میشود. در واقع در اقتصاد اسلامی نهتنها عدالت یکی از ارکان است بلکه مالکیت خصوصی نیز جزء ارکان اقتصادی بوده و فعالیت اقتصادی با رعایت برخی چهارچوبها اعم از عدم سلب اختیار از سایرین، از ارکان اقتصاد اسلامی بوده و مورد تایید است.
