به گزارش خبرگزاری آنا، در بستر تحولات ساختاری و بحرانهایی که نظم جهانیِ در حال گذار را با چالشهای بنیادین مواجه ساخته، ناکارآمدی و بحرانِ معنایی الگوهای مسلط کنونی بیش از پیش آشکار شده است. هژمونی غرب، با وجود پیشرفتهای گسترده مادی و فناوری، در ارائه یک کلانروایت الهامبخش برای پاسخ به نیازهای ذاتی بشر ناکام مانده و الگوهای توسعهمحور شرقی نیز با تکیه بر توسعه تکساحتی، فاقد ظرفیتهای فرامادی برای ارائه یک جامعه آرمانی هستند.
در این خلأِ معنایی در ترجمانی ژئوپلیتیک و نبود معرفت آیندهگرا، انقلاب اسلامی ایران نه به عنوان یک بازیگر عادی در میان قدرتهای سنتی، بلکه به مثابه یک «قطب سوم» و تولیدکننده سناریوهای جایگزین ظهور یافته است. مفهوم «بعثت ملت ایران» در اندیشه رهبر شهید انقلاب اسلامی، نشاندهنده خیزش جامعهای است که با نفی نظام سلطه و اتکا بر پویایی اجتهاد شیعی و الگوی جامعهپردازی ولایی، در مسیر تمدنسازی گام برمیدارد. عاملیت این خیزش، حاصل پیوند پویای «امت و امامت» است؛ پیوندی که در برابر هجمه جنگهای ترکیبی نهتنها دچار فرسایش نشده، بلکه به ظهورِ مقتدرانه محور مقاومت و بازتولید یک عقلانیت نوین منجر گردیده است.
تکوین ساختار معنایی جهان آینده، نیازمند عبور از الگوهای توسعه وابسته و نفی مناسبات استعمار نوین است. ناکارآمدی دولتهای وابسته منطقه که امنیت خود را در پایگاههای نظامی خارجی میجستند، اکنون در برابر واقعیات میدانیِ محور مقاومت بهوضوح نمایان شده است. جمهوری اسلامی ایران با ارتقای مفهوم مقاومت از یک «راهبرد صرفاً نظامی» به یک «زیستبوم جامع فرهنگی و اجتماعی»، پارادایم جدیدی خلق کرده که در آن شهروندان از حالت انفعال خارج شده و به کنشگران فعال عرصه بینالملل تبدیل شدهاند.
