جمعه 1405/05/09 ساعت 23:15
.webp)
نورنیوز-گروه اقتصادی : نشست تخصصی «الزامات مشارکت راهبردی ایران و چین در پرتو تحولات منطقهای» به همت اندیشکده تینشیا و خانه اندیشه ورزان و با حضور دکتر سیدجلال دهقانی فیروزآبادی دبیر شورای راهبردی روابط خارجی، دکتر محمد کشاورززاده سفیر اسبق ایران در چین و دکتر علیرضا شاهمیرزایی معاون سابق تجارت و خدمات وزارت صمت برگزار شد.
دکتر سیدجلال دهقانی فیروزآبادی در این نشست با برشمردن الزامات شکلگیری و توسعه همکاری راهبردی میان ایران و چین، نخست بر ضرورت بازنگری در تصویر و برداشت موجود از چین تأکید کرد. ایشان افزود:
اولین الزام، تغییر رویکرد یا پارادایم سنتی ما نسبت به چین بر پایه تحولات جهانی و جایگاه نوین چین است. هنوز در ایران تصویری از چین داریم که بیشتر متعلق به سه دهه قبل است، در حالی که امروز چین یک قدرت بزرگ جهانی، بهویژه در حوزه اقتصاد است.
دهقانی فیروزآبادی در ادامه، نحوه تعریف جایگاه چین در سیاست نگاه به شرق را دومین الزام دانست و گفت:
دومین الزام، اتخاذ رویکرد مناسب در چارچوب سیاست نگاه به شرق است. در این چارچوب، میتوان رویکردهای مختلفی به چین داشت؛ از تقابل با غرب و موازنهسازی تا نگاه تکمیلی و مستقل. نظر من رویکرد توازی است؛ یعنی به موازات روابط با غرب، یک ریل مشخص و مستقل برای روابط با شرق و بهویژه چین داشته باشیم.
ایشان همچنین با اشاره به تعدد ساختارهای درگیر در روابط ایران و چین، بر ضرورت هماهنگی و همافزایی میان نهادهای مسئول تأکید کرد:
سومین الزام، رفع تعدد و پراکندگی ساختاری در روابط با چین است. تعیین نماینده ویژه بهتنهایی مشکل را حل نمیکند و اگر صرفاً یک ساختار دیگر به ساختارهای موجود اضافه شود، مسئله باقی میماند. بیش از نهادسازی، به وحدت ساختاری، هماهنگی و همافزایی نیاز داریم.
استاد روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبایی، اختصاص جایگاهی مشخص و پایدار به چین در سیاست خارجی کشور را یکی دیگر از الزامات این مسیر دانست و افزود:
چهارمین الزام این است که فارغ از اینکه نوع روابط ما با غرب چه باشد، باید سهمی مشخص از سبد روابط خارجی سیاسی، اقتصادی و فناوری کشور به چین اختصاص دهیم و این رابطه نباید از سر اضطرار باشد. اگر به یک قدرت بزرگ جهانی به عنوان زاپاس نگاه کنیم، آن کشور هم اهمیت لازم را به ما نخواهد داد.
دهقانی فیروزآبادی در ادامه بر ضرورت تعریف شراکت راهبردی بر مبنای منافع مشترک تأکید کرد:
پنجمین الزام این است که شراکت راهبردی باید بر اساس منافع مشترک تعریف شود، نه صرفاً مواجهه با تهدیدهای مشترک. اگر مشارکت را فقط بر تهدید مشترک بنا کنیم، طبیعتاً ناپایدار خواهد بود. همچنین نباید چین را در موقعیتی قرار دهیم که مجبور شود میان ایران و دیگر کشورها یکی را انتخاب کند.
وی همچنین درباره نحوه تعریف حوزههای همکاری تهران و پکن گفت:
ششمین الزام این است که باید حوزههای همکاری با چین را در راستای ابتکارات راهبردی این کشور تعریف کنیم؛ نه به معنای وابستگی یا دنبالهروی، بلکه برای یافتن نقاط تلاقی منافع. در کنار آن، برای سند همکاری جامع ۲۵ ساله به یک نقشه راه و برنامه اقدام جامع با پروژههای مشخص نیاز داریم و باید از پروژهمحوری به برنامهمحوری برسیم.
دهقانی فیروزآبادی توسعه مرحلهای روابط و تعیین حوزههای پیشران را نیز ضروری دانست:
هفتمین الزام این است که توسعه روابط باید مرحلهای و گامبهگام باشد و حوزهها و پروژههای پیشران اولویتبندی شوند؛ حوزههایی مانند هوش مصنوعی، انرژی، فناوری و ترانزیت که بتوانند مانند لوکوموتیو، مجموعهای از همکاریهای دیگر را به دنبال خود بکشند.
وی در ادامه، بر لزوم شکلگیری اجماع داخلی درباره روابط با چین تأکید کرد و گفت:
هشتمین الزام، وحدت گفتمانی درباره ضرورت و نیت مشارکت راهبردی با چین است. اینکه با تغییر دولتها راهبرد ما در برابر چین تغییر کند و پروژهها متوقف شوند، بسیار آسیبزاست. در کنار آن، باید تقسیم کار ملی، تعریف مأموریت دستگاهها، نظارت، پایش و پیگیری وجود داشته باشد.
دهقانی فیروزآبادی در پایان این بخش، واقعبینی در شناخت سیاست خارجی چین و تنظیم سطح انتظارات از پکن را نهمین الزام دانست:
نهمین الزام، داشتن نگاهی واقعبینانه به چین و تنظیم انتظارات متناسب با سطح روابط است. سیاست چین بیشتر موازنهگری و بیطرفی مثبت است و بعید است مستقیماً در یک رویارویی طرف ما را بگیرد. قدرتهای بزرگ بر اساس منافع خود تصمیم میگیرند.
دکتر محمد کشاورززاده نیز در این نشست با تأکید بر ماهیت عملگرایانه روابط تهران و پکن، روابط دو کشور را مبتنی بر منافع مشترک در بستر تحولات نظام بینالملل توصیف کرد.
