
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، تاکشوی «پامپ» با گفتگوی امیرحسین قیاسی و مهران مدیری به پایان رسید تا اگر ادامهای نداشت، یکفرودِ اوج و خاطرهانگیز باشد. بههرحال نمیشود درباره چنینبرنامههایی، نظر قطعی داد چون هرلحظه ممکن است دوباره تولید شوند. درباره اینبرنامه هم اگر ادامهای در کار باشد، با توجه به محدودیتهایی که یوتیوب برای ایرانیها در نظر گرفته، بعید است بستر پخش، اینشبکه اجتماعی باشد!
اما قسمت آخر پامپ بهخاطر مهمانش حاوی نکات اجتماعی جالبی است. جدا از اینکه قیاسی و تیمش به روایت خودشان ۱۰ شب و بهروایت مهران مدیری ۱۳ شب پشت در خانه مدیری انتظار کشیدهاند تا جلسه گفتگو برپا شود و جدا از اینکه چهمبلغی اینمیان جابهجا شده، مهران مدیریِ حاضر در اینگفتگو، شخصیتی قابل تامل داشت. اینمهرانمدیری که ظاهرا با اکراه و خستگی روی صندلی مهمان نشسته بود، پا به سنگذاشتن و جاافتادگی خود را بهطور محسوسی نشان میداد. در دقایقی صدایش خسته و خشدار بود و در لحظاتی هم مشخص بود مجری برنامه را بهخاطر جوانی و خامیاش تحمل میکند. در طول گفتگو هم در مخلوطی از شوخی و جدی، قیاسی را شست و پهن کرد و با طرحی از پیشتعیینشده، سناریوی گفتگو را بر اینمبنا گذاشت که در ۲ اخیر آخرری و اجتماعی اوست، سیراب کند. اینمیان مخاطبان عام و موضوعات زرد و خصوصی هنرمندان، هم نتوانستند بهطور کامل سیراب شوند چون شوخیهای قیاسی [که مدیری زیاد هم پا به پایشان نیامد و مثل جواد خیابانی به آنها ضریب نداد] و سبک و سیاق برنامه، اجازه نداد که گفتگو بهطور کامل بهسمت موضوعات زرد و خصوصی برود. بنابراین چیزی که از گفتگوی مهران مدیری و امیرحسین قیاسی دیدیم، نه خیلی فرهنگی و فاخر بود و نه خیلی عامیانه و زرد! چیزی بینابین بود که احتمالا از ابتدای طراحی برنامه هدفگذاری شده بود.
مهران مدیری حرفهای فرهنگی و هنری زیادی دارد که بعضیهایشان را در طنزهایش زده اما میتواند باقی حرفهای مهم خود را هم مطرح کند. بهشرط اینکه هم خودش حوصله داشته باشد و هم طرف مقابلش گوش شنوا داشته و نیتش شنیدن باشد.
