نشد فدایش شویم و او فدای ما شد

همسر شهید نیلفروشان: مگر به امام حسین (ع) نمی‌گفتیم «یا اباعبدالله (ع)، یا لیتنی کنت معک...»‌ای کاش من هم با شما بودم! حالا خدا گوشه‌ای از داغ امام حسین (ع) را به ما نشان داد. مگر ما برای روضه‌های شام گریه نمی‌کردیم؟! مگر برای رقص و شادی و هلهله مردم شام و مظلومیت خاندان اهل بیت گریه نمی‌کردیم؟! حالا هم روضه شام را قرار است به ما بچشانند. قرار است شادی و رقص و هلهله دشمن را ببینیم و دلمان خون شود

همسر شهید نیلفروشان: مگر به امام حسین (ع) نمی‌گفتیم «یا اباعبدالله (ع)، یا لیتنی کنت معک…»‌ای کاش من هم با شما بودم! حالا خدا گوشه‌ای از داغ امام حسین (ع) را به ما نشان داد. مگر ما برای روضه‌های شام گریه نمی‌کردیم؟! مگر برای رقص و شادی و هلهله مردم شام و مظلومیت خاندان اهل بیت گریه نمی‌کردیم؟! حالا هم روضه شام را قرار است به ما بچشانند. قرار است شادی و رقص و هلهله دشمن را ببینیم و دلمان خون شود

جوان آنلاین: بار‌ها سعادت داشتم که حضرت آقا را در حسینیه امام خمینی (ره) زیارت کنم، آن‌هم به برکت شهدا… دعوت می‌شدیم گاهی برای حاشیه نویسی دیدار خانواده شهدا با امام خامنه‌ای… آخرین مرتبه در مراسم بزرگداشت شهدای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه بود. صفوف و مشتاق دیدار و همه آن شور و حال که بار‌ها خوانده‌اید؛ میان تصاویر حسینیه امام دیده‌اید… 

آن روز آخر مراسم را خوب به یاد دارم، آقا آمدند جلوی مادران، همسران و خواهران شهدا ایستادند تبریک و تسلیت گفتند. نگاهشان به فرزندان شهدا بود به دختر و پسر‌های کوچکی که قرار بود با یاد پدر شهیدشان و زیر سایه امامشان قد بکشند و سربازی کنند…، اما شهادت حضرت آقا غمشان و یتیمی‌شان را صد چندان کرد…. 

«همه روبه‌روی حضرت آقا نشسته بودیم ردیف جلوی جلو! شاید حدود چهار یا پنچ متر با ایشان فاصله داشتیم. چشم آقا به ما بود ما هم عکس شهیدان‌مان را با شیشه شیر بچه‌هایمان به دست گرفته بودیم. خانم کناری من نوزادی را در آغوش داشت، آن لحظه احساس کردم که آقا با یک غمی به من و خانم کناری‌ام نگاه می‌کند. وقتی غم را در چشمان آقا دیدم خیلی ناراحت شدم. دست به قلم شدم و برای آقا همان جا نامه نوشتم که «آقا جان همسر من رفت تا خم به ابروی شما نیاید، اگر می‌دانستم قرار است با دیدن فرزند من غصه‌دار شوید، قلم پایم می‌شکست و نمی‌آمدم، خودم و تمام عزیزانم، پدرم، مادرم، فرزندانم فدای شما… 

بشکست اگردل من، به فدای چشم مستت/ سر خُمّ می‌سلامت، شکند اگر سبویی
و چندی بعد جواب نامه را دادند: «حضرت آقا پدر همه فرزندان شهداست…»

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *