ابراهیم حاتمیکیا که در آثار چند ساله اخیرش با توجه به شرایط زمانهاش به جوانان سهمی از تاثیر گذاری در انقلاب را داده بود، در «به وقت شام» آن را به اوج خود رساند.
سوره سینما – آصف سعادتی : ایجاد چالش جزء لاینفک فیلم های حاتمی کیاست و این از شخصیت خودش برمی آید. تا خودش راجع به موضوعی دچار چالش نشود به آن موضوع نمی پردازد؛ از همان زمان که آقا مرتضی گفت «فیلمسازی درگیر و دار تجربه درونی» یعنی از «وصل نیکان» تا همین «به وقت شام» می توان این چالش درونی را دید. این فیلم نیز با یک چالش درونی برای کاپیتان جوان فیلم آغاز می شود. اصلا جنس سینمایش فرق می کند و به قول همان عزیز هیچ کس دیگری را نمی توان پیدا کرد که همچون حاتمی کیا فیلم بسازد. به وقت شام قرائت حاتمی کیا از ماجرای داعش و سوریه است. شاید هرکس دیگری میخواست به مسئله داعش بپردازد و آن را به تصویر بکشد از دیدگاه دیگری به ماجرا می پرداخت.
حاتمیکیا که در آثار چند ساله اخیرش با توجه به شرایط زمانه اش به جوانان سهمی از تاثیر گذاری در انقلاب را داده بود، در به وقت شام آن را به اوج خود رساند. کاپیتان علی شخصیت اول فیلم خیلی شبیه شخصیت دانشمند هسته ای است که در بادیگارد شاهد آن بودیم و به نظر می رسد به وقت شام در امتداد نگاه آرمانی حاتمی کیا پیرامون شخصیت هایش در آن فیلم است. در اینجا دیگر نسل سوم عملا وارد صحنه می شود و کار را به سرانجام می رساند. قبلا هم اشاره شده بود که در بادیگارد بابک حمیدیان پرچم را از حاج حیدر مصلحی گرفت و در این فیلم این نگاه تایید می شود.
